اجمالى در احاديث آمده است و آن حديثى است كه ابو داود بروايت از حذيفة بن - يمان [ 1 ] از طريق شيخ خود محمد بن يحيى ذهبى بدينسان تخريج كرده است : از سعيد بن - ابى مريم از عبد الله بن فروخ از اسامة بن زيد ليثى از ابن لقيطة [ 2 ] بن ذويب از پدرش روايت شده است كه حذيفة بن يمان گفته است : به خدا سوگند نميدانم آيا يارانم فراموش كردهاند يا خود را بفراموشى ميزنند . بخداى سوگند پيامبر ، ص ، هيچ سردار گروهى را تا هنگام انقضاى دنيا كه همراهان او به سيصد و بيشتر ميرسند فرونگذاشت جز اينكه نام خود و نام پدر و قبيلهاش را بما باز گفت .
و ابو داود در بارهء آن سخنى نگفته است و ما در فصول پيش ياد كرديم كه وى در رسالهء خود گفته است : در كتاب خود در بارهء هر چه سكوت كردهام پس آن صالح است . و اين حديث بر فرض كه صحيح باشد مجمل است .
و در بيان اجمال و تعيين مبهمات آن محتاج به آثار ديگرى هستيم كه اسنادهاى نيك داشته باشد .
و اين حديث [ 3 ] در كتب ديگرى بجز كتاب السنن بوجهى مغاير اين آمده است . چنان كه در صحيحين نيز بروايت حذيفه چنين است :
پيامبر ، ص ، در ميان ما خطبهاى خواند و هيچ چيزى را از آنها كه تا روز رستاخيز واقع خواهد شد در آن مقام فرونگذاشت جز اينكه در بارهء آن سخن گفت و گروهى آن را به ياد سپردند و گروهى آن را فراموش كردند و آن اصحابش اين را مىدانستند . انتهى .
و لفظ بخارى چنين است : هيچ چيز را تا روز رستاخيز فرونگذاشت جز اينكه آن را ياد كرد . و در كتاب ترمذى حديثى بروايت از ابو سعيد خدرى بدينسان آمده است : پيامبر ، ص ، روزى با ما نماز عصر را بهنگام ادا كرد سپس برخاست و هيچ چيزى را كه تا روز رستاخيز خواهد بود فرونگذاشت جز آن كه آن را بما خبر داد گروهى آن را به ياد سپردند و گروهى آن را فراموش كردند .
انتهى .
هامش
[ 1 - ) ] ابو عبد الله حذيفة بن يمان يكى از صحابهء پيامبر ، ص ، بوده كه در سال 36 هجرى در مدينة در گذشته است .
[ 2 - ) ] از « ينى » در چاپهاى مصر و بيروت : ابو قبيصه
[ 3 - ) ] در ( ا ) و اسناد اين حديث .