و كليهء اين احاديث محمول بر آن است كه در صحيحين [ 1 ] تنها در بارهء فتنهها و علائم رستاخيز ثبت شده است . و از شارع ( ص ) همين معهود است در مثال اين گونه مسائل عمومى . و اين قسمت زياده كه تنها ابو داود در اين طريق آورده است شاذ و منكر است . گذشته از اينكه پيشوايان علم حديث در رجال آن اختلاف كردهاند چنان كه ابن ابو مريم در بارهء ابن فروخ گويد : خبرهاى او منكر است . و بخارى گويد : در احاديث او هم معروف و هم منكر يافت مىشود .
و ابن عدى گويد : اخبار او محفوظ نيست .
و اما اسامة بن زيد ، هر چند در صحيحين بنام او حديث تخريج شده و ابن معين او را مورد وثوق دانسته است ولى بخارى از وى بعنوان شاهد حديث تخريج كرده است و يحيى بن سعيد و احمد بن حنبل او را به ضعف نسبت دادهاند و ابو حاتم گويد حديث او را مينويسند ولى بدان استدلال نمىكنند . و ابن قبيصة ابن ذؤيب مجهول است بنابر اين قسمت زيادهاى كه ابو داود در اين حديث روايت كرده بجهات ياد شده ضعيف مىشود ، گذشته از اينكه چنان كه گذشت شاذ است .
و گاهى در بارهء پيشگوييهاى دولتها بخصوص به كتاب جفر استناد ميكنند و مىپندارند كه در آن كتاب دانش كليهء اين امور از طريق احاديث يا ستاره شناسى مندرج است و سخنى بيش از اين بر آن نمىافزايند و از اصل كتاب و مستند آن هيچگونه اطلاعى ندارند .
بايد دانست كه اصل كتاب جفر [ 2 ] اينست كه هارون بن سعيد عجلى [ 3 ] سرور فرقهء زيديه كتابى داشت كه آن را از جعفر صادق ، ع ، روايت ميكرد و در آن كتاب معرفت وقايعى كه بطور كلى براى خاندان پيامبر و بخصوص براى بعضى از شخصيتهاى آن خاندان روى خواهد داد مندرج بود . اين گونه
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » صحيح .
[ 2 - ) ] در بارهء كتاب جفر رجوع به كشف الظنون حاجى خليفه ج 2 ص 272 شود .
[ 3 - ) ] وى رئيس زيديان بوده و گويد : و من عجب لم اقضه جلد جفرهم - برئت الى الرحمن ممن تجفرا . از عيون - الانباء ج 2 ص 145 و در حاشيهء همان بنقل از : الفرق بين الفرق در ص 239 آمده است : شگفترين چيزها اين است كه ( خطابيه ) پنداشتهاند جعفر صادق ( ع ) پوستى براى ايشان بامانت باقى گذارده كه در آن دانستن هر چه بدان نيازمند شوند از عالم غيب معلوم گردد و آن پوست را جفر ناميدهاند و مىپندارند بجز كسانى كه از آن فرقهاند ديگرى نتواند مطالب آن را بخواند .