فرو گذاشتن غارتگرى و ستم و راهزنى و آزار مسافران است و آنگاه با تمام قوايى كه دارند بجستن سودهاى دنيوى و امور معاش روى ميآورند و تفاوت ميان امر رستگارى و شايستگى مردم و طلبيدن دنيا از زمين تا آسمانست و سازش آن دو با هم ممتنع مىباشد . بدين سبب بهيچرو در ميان چنين كسانى آيينها و اصول دين استوار نميشود و بطور كامل از راه باطل باز نميگردند و بر گروه آنان افزوده نميشود و ميان صفات و خوى دعوت كنندهء آنان در استحكام دين و فرمانروائى بر خود با پيروانش اختلاف و تفاوت بسيار ديده مىشود [ و آنها آنچنان كه بايد بخوى وى نميگروند ] و از اين رو همين كه زندگى را بدرود گويد رشتهء كار آنان از هم ميگسلد و عصبيت و قدرت آنان متلاشى مىشود . و نمونهء اين كيفيت در افريقيه براى مردى از قبيلهء بنى كعب سليم [ 1 ] موسوم به قاسم بن مرة بن احمد در قرن هفتم روى داد و آنگاه پس از او براى مرد ديگرى موسوم به سعاده از تيرهء ( بطن ) مسلم وابسته به قبايل باديهنشين رياح [ 2 ] و او از مصلح نخستين ديندارتر بود و روشى استوارتر داشت و با همهء اينها كار پيروان او بهيچرو بهبود نيافت و باصلاح نگراييد به علت دلايلى كه ياد كرديم ، و ما در ضمن ياد كردن قبايل سليم و رياح در اين باره گفتگو خواهيم كرد . و پس از آن اصلاحخواهانى پديد آمدند كه بتقليد آنان اين گونه دعوتها را به خود مىبستند و راه رياكارى و سالوسى را مىپيمودند و كلمهء سنت را بر زبان ميآوردند در صورتى كه خود بجز اندكى بدان آراسته نبودند و به همين سبب نه اين گروه و نه كسانى كه پس از ايشان اين گونه دعاوى را به خود بستند هيچ پيشرفتى نكردند و كارى انجام ندادند . دستور خداست در ميان بندگانش [ 3 ] .
هامش
[ 1 - ) ] رجوع به تاريخ بر برج 1 ص 153 شود . در « ينى » مردى از بنى كعب از قبيلهء سليم .
[ 2 - ) ] رجوع به تاريخ بربر ترجمهء دسلان ج 1 ص 81 شود .
[ 3 - ) ] آخر فصل در « ينى » هم مانند ( پ ) و اين ترجمه است .