تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
بسيارى است . و هم شيخ ياد كرده ( محمد بن ابراهيم ابلى ) داستان شگفت آورى از اين گونه داعيه‌ها براى من نقل كرد و آن اينست كه : هنگام سفر حج از رباط عباد [ 1 ] كه مدفن شيخ ابو مدين [ 2 ] واقع در كوه تلمسان است و كوه مزبور مشرف بر آن مىباشد مردى از خاندان پيامبر ( سيد ) كه از ساكنان كربلا بوده است همراه سفر وى مىشود و او داراى پيروان و شاگردان و خدمتگزاران بسيار بوده و در ميان قوم خود پايهء ارجمند داشته است و در بيشتر شهرها همشهرىهايش او را استقبال ميكردند و مخارج ويرا مىپرداختند . شيخ گويد : ميان ما دوستى و همنشينى درين سفر و در تمام طول راه استوار گرديد . و موضوع كار او بر من كشف و معلوم شد كه وى با همراهان خويش از كربلا كه اقامتگاه او بود براى جستجوى فرمانروايى و دعوى اينكه وى فاطمى است به مغرب آمده [ و چون ديده است دولت مرينيان و يوسف بن يعقوب در آن هنگام تلسمان را پايتخت خود قرار داده و در نهايت قدرت است بهمراهان خود گفته است ] برگرديد ، ما دچار غلط و اشتباه شده‌ايم و اكنون هنگام ادعاى ما نيست . و گفتار آن مرد نشان ميدهد كه وى بدين حقيقت آگاه و بينا بوده است كه كار فرمانروايى جز در پرتو عصبيت و نيرويى كه برابر با قدرت لشكرى خداوندان قدرت هر عصر باشد انجام نمىيابد و همين كه دريافته است كه وى در آن ديار مردى بيگانه و بىيار و ياور است و نميتواند در برابر عصبيت مرينيان [ 3 ] در آن روزگار مقاومت كند از ادعاى خود صرف نظر كرده و حقيقت را دريافته و دست از آزمنديهاى خود برداشته است و مطلبى را كه ميبايست يقين كند اين بود كه كليهء عصبيت فاطميان و قريش بويژه در مغرب يكسره از ميان رفته است
هامش
[ 1 - ) ] رباط عباد واقع در دو كيلومترى جنوب شرقى تلمسان و ساحل رود ارس است . [ 2 - ) ] شيخ ابو مدين شعيب بن حسين اندلسى يكى از كبار شيوخ متصوفه ، مولد او به قطنباته ، قريه‌اى به اشبيليه است . وى در سال 549 با گروهى از بجايه به تلمسان ميرفت و در رباط عباد در گذشت و جسد وى را در رباط به خاك سپردند . قبر او زيارتگاه بوده است . رجوع به لغت نامهء دهخدا شود . [ 3 - ) ] در « ينى » چنين است : و چون ( قدرت ) دولت مرينيان را به چشم ديد . و در همان روزگار يوسف بن تاشفين با تلمسان بنرد برخاسته بود بهمراهان خود گفته بود .