تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
باز ميگردند چنان كه مىبينى در اين باره به چه مفهومهاى لغوى و موضوعات خيالى و احكام نجومى متوسل ميشوند در اين ( اعمار ) سنين اول و آخرى آنها سپرى گرديده است . و اما متصوفهء همزمان ما ، بيشتر آنان بظهور مردى اشاره ميكنند كه تجديد كنندهء احكام مذهب اسلام و مراسم حق خواهد بود و ظهور او را در اوقاتى تعيين مىكنند كه نزديك بعصر ماست بعضى از آنان ميگويند از نسل فاطمه است و برخى ويرا بخاندان خاصى اختصاص نميدهند و ما اين رأى را از گروهى از آنان شنيده‌ايم كه بزرگتر ايشان ابو يعقوب بادسى سرور اولياى مغرب است و در آغاز اين قرن يعنى قرن هشتم ميزيسته است . و اين موضوع را نوادهء او خدايگان ما ابو زكريا يحيى بنقل از پدرش ابو محمد عبد الله ولى و او از پدرش ابو يعقوب ياد كرده و به من خبر داده است [ 1 ] اينست پايان مطالبى كه بر آن دست يافته‌ايم يا از سخنان گروه متصوفه بما رسيده است و هم آنچه محدثان دربارهء اخبار مهدى آورده‌اند كه بطور كامل همهء آنها را باندازهء وسع خويش ياد كرديم . ولى حقيقتى كه بايد بر تو ثابت شود اينست كه هيچ دعوتى خواه براى دين يا سلطنت و پادشاهى بمرحلهء عمل و كمال نميرسد مگر در پرتو شوكت و سپاه و عصبيت چه فرمان دعوت كننده را لشكر و عصبيت آشكار ميسازد و از آن دفاع مىكند تا آنكه امر خدا در آن بكمال ميرسد . و ما در فصول پيشين با برهانهاى طبيعى [ 2 ] كه نشان داديم اين امر را ثابت كرديم . و عصبيت فاطميان و طالبيان و بلكه عصبيت كليهء قريش هم اكنون در سراسر جهان متلاشى شده است و ملتهاى ديگرى پديد آمده‌اند كه عصبيت آنان بر عصبيت قريش برترى يافته است . و بجز عصبيتهايى كه از قريش بحجاز در مكه و شهرهاى ينبع و مدينه مانده
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » چنين است : و اين موضوع را نوادهء او ابو زكريا يحيى از پدرش ابو محمد عبد الله از پدرش ولى ابو يعقوب ياد كرده . . . [ 2 - ) ] از : « ينى » در نسخه ديگر : قطعى