تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
بدان بيارايى . و سپاهيان را مورد تفقد قرار ده و بدفاتر [ 1 ] آنان درنگر و پايهء هر يك را رسيدگى كن و بر روزى ايشان بيفزاى و وسايل معاش آنان را به حد كافى فراهم‌آور ، تا خداى عز و جل بدان ايشان را از تنگدستى برهاند و در نتيجه وضع ايشان مايهء توانايى تو شود و از جان و دل بيش از پيش بفرمان تو سر تسليم فرود آورند و براى خداوندان قدرت همين خوشبختى بس است كه بر سپاه و رعيت از راه دادگرى و نگهبانى و عنايت و مهربانى و احسان و توانگرى خويش بخشايش كنند . پس امر ناپسندى را كه از سوى يكى از آنان ( سپاه يا رعيت ) پديد آيد از راه در پوشيدن جامهء فضيلت ديگرى و لزوم عمل كردن بدان ، بر طرف كن [ 2 ] تا انشاء الله تعالى بكاميابى و رستگارى و صلاح نايل آيى . و بدانكه پايگاه امر قضا و داورى در پيشگاه خدا از همهء كارها برتر است ، زيرا داورى همچون ترازوى خداست كه بدان احوال مردم در روى زمين با يك ديگر برابر و تعديل مىشود و با اجراى برابرى در امر قضا [ و كار ديوانى ] [ 3 ] روزگار رعيت باصلاح ميگرايد و راهها امن مىشود و ستمديده داد خويش را از ستمگر ميستاند و مردم بگرفتن حقوق خود نايل ميآيند و امور معيشت ايشان استوار ميگردد و حق طاعت خويش را ميگزارند و خداوند ايشان را از تندرستى و عافيت بهره‌مند ميسازد و كار دين استقرار مىيابد و سنت‌ها و شرايع بسبب اجراى حق در كار داورى ، در مجارى خود جريان مىيابند . و در اجراى فرمان خدا نيرومند باش و از شر و فساد [ 4 ] بپرهيز و حدود را دربارهء مردم اجرا كن .
هامش
[ 1 - ) ] در چاپ بيروت و ( مكانتهم ) است و صورت متن از « ينى » است دسلان هم كلمهء (matricules) آورده است . [ 2 - ) ] دسلان عبارت « مكروه احد البابين » را بدينسان ترجمه كرده است : پس صفت ناپسند يكى از دو جهان را از راه كسب فضيلت جهان ديگر بر طرف كن ، و او « باب » را مرادف « دار » دانسته است . رجوع بمتن عربى نسخهء چاپ پاريس ص 136 ج 2 و ترجمهء دسلان ص 151 ج 2 شود . [ 3 - ) ] در ( پ ) نيست . [ 4 - ) ] در چاپ ( پ ) « تطفيف » است ولى در جمهرة و چاپهاى ديگر « نطف » آمده كه صحيح‌تر است .