تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
ايشان را كيفر مىبخشد و هرگز هيچكس را نخواهى يافت كه ايزد بشتاب‌تر نعمت ازو باز ستاند و او را گرفتار بازخواست گرداند مگر نعمت ناشناسان ( از ) خداوندان سلطه و زور را ، آنان كه بر ايشان دولتى پهناور فراهم آمده است ، آنگاه كه نسبت به نعمتهاى ايزد و احسان وى به ناسپاسى و كفران گرايند و در برابر آنچه خداى عز و جل از فضل خويش بايشان ارزانى فرموده گردن فرازى و دست درازى آغاز كنند . و آزمندى را از خود دور كن چه بايد گنجينه‌ها و اندوخته‌هاى تو نيكى و پرهيزكارى و اصلاح حال رعيت و آبادان ساختن شهرها و رسيدگى بامور مردم و حفظ خون « جان » [ 1 ] خلق و دادرسى ستمديدگان باشد . و بدانكه هر گاه ثروت را در گنجينه‌ها بيندوزند بهره و سود نمىبخشد ولى اگر آن را در راه صلاح حال رعيت و اعطاى حقوق آنان به كار برند و بوسيلهء آن بار رنج و مشقت را از دوش خلق بردارند ، فزونى مىيابد و مايهء فراوانى نعمت مىشود و عامهء مردم بدان رستگار ميگردند و واليان بدان آرايش مىيابند [ 2 ] و زمانه‌اى نيكو و پر رفاه پديد ميآيد و مردم بارجمندى و بزرگى نايل ميآيند . پس بايد كار گنجينه و خزانهء تو پراكندن ثروت در راه آبادانى اسلام و مسلمانان باشد و از اموال خزانهء خويش مبالغى بر دوستان امير المؤمنين ( خليفه ) كه در برابر تو هستند [ 3 ] تقسيم كن و حقوق آنان را بپرداز و بهرهء رعيت را بطور وافى و بقدرى كه امور زندگى و معاش آنان را اصلاح كند در نظر گير ، چه اگر بدين شيوه رفتار كنى نعمت تو پايدار مىشود و از جانب خداى تعالى مستوجب مزيد نعمت ميگردى و در امر خراج ستانى و گرد آورى اموال از رعيت و فرمانروايى خويش تواناتر ميشوى و بسبب آنكه دادگرى و احسان و نيكى تو شامل حال عموم مىشود همهء مردم رام ميگردند و فرمان ترا بهتر پيروى ميكنند و بهر چه اراده كنى آن را در نهايت گشاده‌رويى و رضامندى مىپذيرند . و منتهاى كوشش
هامش
[ 1 - ) ] صورت متن از چاپهاى مصر و بيروت و دسلان است . در « ينى » دهماء است كه به ظاهر معنى « جماعت مردم » مناسب مقام است . [ 2 - ) ] از « ينى » در ( ا ) و چاپهاى ديگر : و ترتبت به الولاية . [ 3 - ) ] در چاپ مشكول بيروت ( قبلك بفتح ق و ضم ل ) غلط است .