كارى و ستمگرى منجر شود ) و بايد همهء مردم را به حق و حقيقت تلخ بر انگيخت [ 1 ] .
زيرا چنين روشى بهتر رعيت را بهم الفت مىدهد و بايد در راه خشنودى عامه بكوشى . و بدانكه اين فرمانروايى ترا بمنزلهء گنجور و نگهبان و پاسبان رعيت قرار داده است و ازينرو زير دستانت را « رعيت » مينامند كه تو همچون شبان و قيم آنان هستى . پس بايد خراج آنچنان گرفته شود كه آن را از مازاد مخارج خويش بىهيچ عسرت اعطا كنند ( و در پرداخت آن دچار دشوارى و سختى نشوند ) و بايد آن خراج را در راه استوارى و بهبود زندگانى و اصلاح نابسامانيها و « هموار ساختن ناهمواريهاى » امور مردم صرف كنى . و كسانى را بر رعيت بگمار كه از خداوندان رأى و تدبير و تجربه و بصيرت باشند و سياست كشور - دارى را بدانند و بپاكدامنى متصف باشند ، و آن وقت روزى و امور معاش ايشان را به حد كافى و فراوان تأمين كن . چه امر گماشتن چنين كارگزارانى درين پايگاهى كه به تو واگذار شده است از مهمترين واجبات تو بشمار ميرود و نبايد هيچگونه سرگرمى و كار ديگر ترا از آن غافل كند چه اگر اين شيوهء فرمانروايى را برگزينى و وظايف و واجباتى را كه بر عهدهء تست انجام دهى مايهء مزيد نعمت تو از سوى پروردگار خواهد شد و مردم رفتار ترا بنيكى ياد خواهند كرد و بدان محبت رعيت را بسوى خود جلب خواهى كرد [ 2 ] و بصلاح و رستگارى رعيت يارى خواهى نمود ، آنگاه نيكيها و بركات به شهر تو روى ميآورد و در ناحيهء تو آبادانى منتشر مىشود و در استان تو فراوانى نعمت پديد ميآيد و ميزان خراج تو فزونى مييابد و ثروت بيكران بدست ميآورى و ميتوانى بوسيلهء آن سپاهيان خود را تربيت كنى [ 3 ] نيرومند شوى و از راه پراكندن ثروت و بذل و بخشش در ميان مردم خشنودى عامه را بدست آورى و آنگاه در نزد دشمن خويش بحسن سياست و دادگرى جلوهگر ميشوى و بداشتن داوران و فرمانروايان دادگر و ساز كارزار و نيرو و بسيچ در كليهء امور خويش نايل ميگردى . پس در اين شيوهء
هامش
[ 1 - ) ] از ( ينى ) و ( ا ) در چاپ بيروت : بجاى ( مر ) بغلط ( امر ) است .
[ 2 - ) ] ( ا ) استجررت . ( ب ) اجتررت .
[ 3 - ) ] ارتباط : ( ب ) ارتضاء « ينى » ارتياض . و صورت متن از نسخهء اخير است