خود را در آنچه به تو يادآور شدم مبذول دار تا آنها را به كار بندى و بايد درين باره همواره خداى ترس باشى چه ثروتى جاويد ميماند كه آن را بشايستگى در راه خدا خرج كنند ، و سپاسگزاران را بشناس و ايشان را بىپاداش مگذار .
مبادا جاه و غرور اين جهان بيم از سراى ديگر را از ياد تو ببرد و در نتيجهء اين غرور از اداى حقوقى كه بر عهدهء تست شانه تهى كنى و سستى و سهل انگارى نشان دهى زيرا سهل انگارى مايهء تفريط مىشود و تفريط مورث هلاك آدمى است .
و بايد عمل تو براى خداى عز و جل و در راه او و باميد ثواب آخرت باشد زيرا خدا سبحانه نعمت خود را در اين دنيا بكمال بر تو ارزانى داشته و فضل و احسان خود را در نزد تو آشكار ساخته است . و بشكر چنگ زن و بر آن اعتماد كن تا خير و احسان خدا به تو افزون شود زيرا خداى عز و جل باندازهء شكر سپاسگزاران و سيرت نيكوكاران و حقگزارى آنان نسبت به نعمتها و بخششهايى كه بايشان اعطا شده است ، مزد و اجر ميدهد .
و هيچگاه گناه را كوچك مشمار و حسود را يارى مكن و بر بدكار و فاجر رحمت مياور و بناسپاس انعام مكن و با دشمن بچرب زبانى مپرداز و گفتار سخن چين را راست مينگار و به بىوفا اطمينان مكن و بدوستى فاسق مگراى و از گمراه پيروى مكن و رياكار را مستاى و هرگز آدمى را تحقير مكن و خواهندهء بينوا را نوميد باز مگردان و بباطل پاسخ مده [ 1 ] و بگفتهء خندهآور در منگر . پيمان شكن مباش و بدروغ فخر مكن [ 2 ] و به نسبت خود مبال و خشم خويش را نمودار مكن و كبر و غرور به خود راه مده [ 3 ] و از روى كبر در زمين راه مرو [ 4 ] و سفيهان را بر مكش و در طلب آخرت كوتاهى مكن و روزگار را در حال درشتى و بدگويى مگذران [ 5 ] و از روى ترس يا تمايل شخصى نسبت بستمگرى چشم پوشى مكن و ثواب آن سراى را در اين جهان مخواه و پيوسته با فقيهان مشورت كن و خود را
هامش
[ 1 - ) ] در متن ( پ ) و چاپهاى ديگر : « تحسنن » ولى در الجمهرة « لا تجيبن » است .
[ 2 - ) ] در نسخ مختلف :
لا تذهبن - لا ترهبن هم آمده است .
[ 3 - ) ] عبارت : « و از اميد جدا مشو » در چاپ ( پ ) نيست .
[ 4 - ) ] اشاره به آيهء : لا تَمْشِ في الْأَرْضِ مَرَحاً 17 : 37 . سورهء الإسراء ، آيهء 37 .
[ 5 - ) ] عبارت : « و ديده به روى سخن چين مگشاى » در چاپ ( پ ) نيست .