وقوع اين كشور ستانى و بسبب طمع در استيلاگرى بر آنان مفاخره مىكنند و با آنان بر سر ستيزاند و از اين رو ميان اهالى هر دو دولت در نهان و آشكار جدايى و دورى روى ميدهد و به علت قطع رابطه ميان دو دولت به خداوندان دولت نوبنياد هيچ خبرى از اهل دولت كهن نمىرسد تا از آن ( دريابند ) كه آنان به ظاهر يا در باطن پند گرفتهاند يا نه [ 1 ] ؟ و نميدانند آيا آنان گرفتار غفلت و بىخبرى ظاهرى يا نهانى شدهاند يا نه ؟
از اين رو در حالى كه پيكار قطعى را بتأخير مياندازند و در حال انتظار و درنگ بسر مىبرند همچنان دست از كشور ستانى بر نميدارند تا آنكه خداوند زوال دولت و پايان يافتن دوران فرمانروايى دولت كهن را اعلام فرمايد و خلل و آسيب از همهء جهات بدان راه يابد و اهالى دولت نوبنياد بمرور زمان به فرتوتى ( انحطاط و بحران ) و متلاشى شدن آن دولت كه از نظر آنها نهفته بوده است پى ببرند و نابودى آن دولت بر ايشان آشكار شود .
و در اين هنگام مردم كشور نوبنياد به علت جدا ساختن برخى از نواحى دور دست دولت كهن و كوچك كردن دائرهء فرمانروايى آن دولت ، خويش را نيرومند مىيابند و همتهاى آنان برانگيخته مىشود و همهء آنان يكتن و يك دل و يك رو براى پيكار آماده ميشوند و اوهام و موجبات بيمى كه ارادههاى آنان را سست كرده بود از ميان ميرود و درنگ و تأخير بسر حد نهايى آن ميرسد و سرانجام از راه پيكار بر دشمن استيلا مىيابند و پيروز ميشوند .
و اين معنى را ميتوان براى نمونه در دولت بنى عباس در نظر گرفت كه هنگام ظهور يا آغاز موجوديت آن دولت چگونه شيعيان ( هواخواهان خاندان ايشان ) در خراسان پس از استوار شدن دعوت و گرد آمدن و همراى شدن ايشان بر باز ستدن كشور ( از امويان ) مدت ده سال يا بيشتر ( اين هدف را ) به پا داشتند [ 2 ] تا سرانجام پيروزى يافتند و بر دولت امويان غالب شدند .
هامش
[ 1 - ) ] نسخهها در اينجا بسيار مشوش و مختلف است در يكى ( منه ) در ديگرى ( به ) در نسخهاى ( فيهم ) هست و در ديگرى نيست و در يك نسخه : ظاهرا و باطنا و در ديگرى : ظاهرا و لا باطنا . و ترجمه از مجموع نسخ بويژه صورت « ينى » است .
[ 2 - ) ] ( حين ) بجاى كيف و ( قام ) بجاى ( اقام ) در ( ا ) غلط است .