تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠

فصل چهل و هشتم در اينكه چگونه دولتهاى تازه تشكيل مىيابند

بايد دانست كه وقتى دولت‌هاى كهن استقرار يافته بمرحلهء فرتوتى ( انحطاط و بحران ) مىرسند و رو به اضمحلال ميروند دولتهاى پس از آنها ممكنست به دو گونه تشكيل يابند : نخست آنكه فرمانروايان [ 1 ] ولايات و استانها در نواحى دور دست و مرزها هنگامى كه مىبينند از نفوذ دولت كاسته شده و سايهء قدرت آن از سرزمين آنان بر افتاده است هر يك بتشكيل دولت نوينى دست مييازند و بر مردم آن سرزمين تسلط مىيابند و پادشاهى برمگزينند كه از طبقهء حاكمه بشمار ميرود و فرزندان يا مواليش پس از او پادشاهى و كشور را به ارث مىبرند و پادشاهى آنان رفته رفته بمرحلهء وسعت و عظمت ميرسد و چه بسا كه در اختصاص دادن اين پادشاهى به خود ، كشمكش و اختلاف روى ميدهد و با يك ديگر در اين باره بنبرد و ستيز بر ميخيزند و از ميان آنان كسى كه داراى نيروى بيشتر نسبت به رقيبش باشد چيره مىشود و آنچه را كه در زير قدرت رقيب وى هست از چنگ او مىربايد ، چنان كه اين وضع در دولت بنى عباس روى داد و هنگامى كه دولت آنان بمرحلهء فرتوتى ( انحطاط و بحران ) رسيد و سايهء قدرت و نفوذ آن از نواحى دور دست كوتاه شد سامانيان در ما وراء النهر و خاندان حمدان در موصل و شام و خاندان طولون در مصر فرمانروايى را به خود اختصاص دادند و همچنين دولت امويان اندلس نيز به همين سرنوشت گرفتار شد و كشور آن دودمان در ميان ملوك طوايف كه واليان آن دولت در نواحى و استانها بشمار ميرفتند تقسيم شد و چندين دولت در آن كشور تشكيل يافت و پادشاهانى چند بر آن ممالك استيلا يافتند كه پس از آنان خويشاوندان يا موالى آنها پادشاهى را به ارث بردند . در اين نوع تشكيل يافتن دولت نوين ميان بنيان گذاران دولت تازه و دولت استقرار يافتهء پيشين جنگى روى نميدهد زيرا گروهى كه باستقلال ناحيهء خود نايل آمده‌اند در رياست خويش
هامش
[ 1 - ) ] ولاه در چاپ ( ا ) بجاى : ولاة غلط است .