تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
صفاريان سند و فارس و خاندان طولون كشور مصر و بنى اغلب افريقيه را تيول خويش ساخته بودند . تا آنكه سرانجام كار فرمانروايى تازيان بپراكندگى و تشتت گراييد و اقوام غير عرب ( ايرانيان ) بر اوضاع تسلط يافتند و خاندان بويه و ديلميان كوس استقلال زدند و از دولت اسلامى جدا شدند و خلفا را تحت قيموميت قرار دادند و سامانيان در ما وراء النهر همچنان در وضع مستقلى كه داشتند باقى ماندند و فاطميان از مغرب بسوى مصر و شام تاختند و آن كشورها را متصرف شدند سپس دولت سلجوقيان كه از اقوام ترك بودند تشكيل گرديد و بر ممالك اسلامى استيلا يافتند و خلفا را بر همان وضع محجوريت باقى گذاشتند و كار بجايى كشيد كه دولتهاى آنها متلاشى گرديد و از روزگار الناصر دايرهء مرزهاى ايشان به حدى رسيد كه از هالهء ماه هم تنگ‌تر بود يعنى قلمرو فرمانروايى ايشان عبارت بود از عراق عرب تا اصفهان و فارس و بحرين . و دولت ايشان تا اندك زمانى بر همين وضع بود تا آنكه فرمانروايى خلفا بدست هولاكو پسر تولى بن توشى خان پادشاه تاتار و مغول منقرض گرديد . هلاكو پس از آنكه بر سلجوقيان [ 1 ] غلبه يافت و كشورهاى اسلامى را كه در تصرف ايشان بود بچنگ آورد بدين كار دست يازيد . بدينسان دايرهء فرمانروايى هر دولتى نسبت بنخستين قلمرو حكومت آن تنگ و محدود مىشود و همچنان مرحله بمرحله ادامه مىيابد تا سرانجام منقرض ميگردد . و اين اصل را بايد دربارهء هر دولتى خواه بزرگ يا كوچك در نظر داشت و از آن پند گرفت و چنين است دستور خدا دربارهء دولتها تا آنكه سرنوشت نيستى و انقراضى را كه خدا براى آفريدگان خود مقدر كرده فراز آيد ، و همه چيز هلاك و زوال پذيرد مگر ذات مقدس او [ 2 ] .
هامش
[ 1 - ) ] سلجوقيان مدتها پيش از فرمانروايى هلاكو منقرض شده بودند مگر اينكه بگوييم مؤلف خوارزمشاهيان را كه دنباله و وابسته به سلجوقيان بوده‌اند بدين نام خوانده است . [ 2 - ) ] كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلّا وَجْهَهُ 28 : 88 . سورهء القصص ، آيهء 88 .