تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
ضعف و زبونى در دستگاه دولت پديد ميآيد و آنگاه چه بسا كه سران دولت در نواحى ديگر به معارضه و رقابت برمىخيزند و كار بكشمكش و پيكار منجر ميگردد ، ولى دولت از سركوب كردن آنان عاجز مىشود و نميتواند با گردنكشان داخلى و همسايه مقاومت كند و در نتيجه بسيارى از نواحى از تصرف دولت بيرون ميرود . و گاهى هم مردمان نواحى دور و ساكنان مرزها همين كه زبونى و ضعف دولت را احساس ميكنند سركشى آغاز ميكنند و مدعى استقلال‌طلبى ميشوند و بر نواحى و شهرهايى كه در تصرف خويش دارند باستقلال تسلط مىيابند و خدايگان دولت از رام كردن آنان عاجز مىشود و در نتيجه دايرهء مرزهاى دولت نسبت بوسعتى كه در آغاز تشكيل بدان نايل آمده است محدود و تنگتر مىشود و توجه به نگاهدارى سرحد كوچكترى معطوف مىشود تا آنكه در اين راه فرمانروايى هم همان اوضاع و احوالى پديد ميآيد كه در قلمرو نخستين روى داده بود ، يعنى باز هم ناتوانى و سستى و زبونى به خدمتگزاران و اعضاى دولت راه مييابد و وضع مالى و امور خراج نقصان مىپذيرد . چنان كه زمامداران دولت ناچار ميشوند قوانينى را كه سياست دولت بر آنها مبتنى بوده است تغيير دهند و در امور لشكرى و مالى و واليان و حكام تجديد نظر كنند تا مگر از راه برابر كردن دخل و خرج و تناسب عايدات با هزينه‌هاى لشكرى و حكام و فرمانروايان و توزيع مالياتها بر ارزاق و سنجيدن آنها با ديگر اوضاع و احوال دولت در نخستين مراحل تشكيل ، بهبود در جريان امور حاصل آيد ، ليكن با همهء اينها مفاسد و خرابى از هر سوى دولت را تهديد مىكند . و بار ديگر در اين مرحله و شكل دولت نيز همان وضعى كه در مرحلهء پيش پديد آمده بود روى ميدهد و خدايگان دولت همان تدابيرى را كه براى اصلاح آن انديشيده بودند در نظر ميگيرد و دومين مرحلهء بحرانى را نيز با همان مقياس نخستين ميسنجد و در صدد بر ميآيد رخنه‌ها و مفاسدى را كه در هر مرحله و شكل دولت و از هر سوى بدان روى ميآورد با همان روش دفع كند تا آنكه آخرين دايرهء مرزها و حدود آن باز هم كوچكتر از مرحلهء گذشته مىشود و همان