تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
پيش آمدها در كشور روى ميدهد و هر يك ازين كسانى كه قوانين مرحلهء سابق را تغيير ميدهند چنان رفتار ميكنند كه گويى دولت ديگرى تشكيل ميدهند و كشور نوينى بوجود مىآورند تا آنكه سرانجام دولت منقرض مىشود و ملتهاى مجاور بكشور آن دست درازى ميكنند و بر آن تسلط مىيابند و دولت ديگرى تشكيل ميدهند و سرنوشت و تقدير ايزدى روى ميدهد . و بايد اين حقيقت را در وضع دولت اسلامى در نظر گرفت كه چگونه دايرهء مرزهاى آن از راه فتوحات و جهانگشاييها و غلبه بر ملتهاى گوناگون توسعه يافت آنگاه بسبب نايل آمدن به نعمتها و ارزاق فراوان نيروى نگهبانى و لشكرى آنان فزونى يافت تا آنكه فرمانروايى امويان منقرض گرديد و خاندان عباسيان بفرمانروايى رسيدند . سپس ناز و نعمت و تجمل رو بفزونى رفت و بمرحلهء حضارت و شهرنشينى رسيدند و خرابى و فساد بحكومت آنان راه يافت و در نتيجهء تشكيل دولت امويان مروانى و علويان در اندلس و مغرب دايرهء مرزهاى آن دولت از دو ناحيهء مزبور تنگ شد و آن دو مرز را از كشور اسلامى عباسيان تجزيه كردند و اين وضع همچنان ادامه داشت تا آنكه ميان خاندان رشيد ستيز و اختلاف روى داد [ 1 ] و داعيان و مبلغان علويان در هر سوى پديد آمدند و بتشكيل دادن دولتهايى نايل شدند ، سپس متوكل كشته شد و امراى دستگاه خلافت كوس استقلال‌طلبى زدند و خلفا را محجور كردند و حكام و واليان در كشورها و استانهاى نواحى مختلف استقلال يافتند و خراج آن نواحى قطع شد و وسايل تجمل و ناز و نعمت فزونى يافت و چون نوبت خلافت به معتضد رسيد قوانين را تغيير داد و قانون ديگرى براى تدبير امور و سياست كشور وضع كرد و در آن قانون مقرر داشت كه فرمانروايان ( سركش ) نواحى و مرزها عوايد مرز و بومى را كه در تصرف خويش دارند صرف امور كشورى و لشكرى همان ناحيه كنند و بعبارت ديگر سرزمين هر فرمانروايى را تيول او قرار داد چنان كه سامانيان ما وراء النهر [ 2 ] و طاهريان عراق و خراسان و
هامش
[ 1 - ) ] منظور ستيز و اختلاف ميان امين و مأمون است . ( از دسلان ) . [ 2 - ) ] در متن « وراء النهر » است .