تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
كه سركشى آغاز كنند ، از اين رو دولت گستاخى آنان را بوسيلهء افزودن بر مستمريها و وسايل معاش آنان تسكين مىبخشد و در ميان آنان مبالغ بزرگى خرج مىكند و هيچ راهى جز اين ندارد . و نيز در اين مرحله كارگزاران و خراج‌ستانان دولت بسيار توانگر ميباشند و آن بسبب فزونى ماليات و قرار گرفتن آن در اختيار ايشان و به علت وسعت يافتن جاه آنان از اين راه است ، اينست كه تهمتهاى بسيارى متوجه آنان مىشود مانند اينكه آنها مال خراج گرد مىآورند و از خرج آن استنكاف مىورزند و بازار سخن‌چينى و سعايت در ميان خود آنان به علت حسادت و همچشمى و كينه‌توزى بشدت رواج مىيابد و در نتيجه عموم گرفتار سرنوشتهاى نكبت بار ميشوند و اموال آنان مصادره ميگردد تا آنكه يكايك آنان بدين سيه روزگارى گرفتار ميشوند و ثروت آنان از ميان ميرود و به بينوايى و پريشان حالى دچار ميشوند و عظمت و زيبايى و شكوهى كه دولت را بديشان بود از ميان مىرود و چون نعمت و ثروت آنان ريشه‌كن شد آن وقت دولت به توانگران و رعاياى ديگر تجاوز مىكند و هم در اين مرحله ضعف و زبونى بنيروى لشكرى و شوكت دولت نيز راه مىيابد و ديگر نميتواند قدرت و نفوذ خود را بنيروى لشكرى در ميان مردم مستقر سازد از اين رو خدايگان دولت سياست ديگرى پيش ميگيرد و آن ممانعت از پيش آمدهاى بد بوسيلهء بذل و بخشش اموال است . و مشاهده مىكند كه اين شيوه از شمشير و قدرت لشكرى سودمندتر است زيرا در اين مرحله سود شمشير اندك است ولى از سوى ديگر نياز او براى پيش بردن اين سياست باز هم بثروت بيشترى علاوه بر مخارج روز افزون دولت و مستمريهاى سپاهيان فزونتر مىشود و راهى به يافتن آن نمىيابد و رفته رفته فرتوتى ( انحطاط و بحران ) بيش از پيش بدان راه مىيابد و مردم نواحى دور دست و مرزها گستاخانه سركشى آغاز ميكنند و بدينسان قدرت و شوكت دولتها در اين مراحل و اطوار رفته رفته از هم ميگسلد تا سرانجام به انقراض و نابودى آنها منتهى مىگردد ، و در معرض استيلاى كسانى واقع ميشوند كه جويندهء سرورى و پادشاهى مىباشند و اگر از اتفاق قيام كننده‌اى از اين گونه كسان آهنگ سركشى كند قدرت و سلطنت را از چنگ
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 574 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى