و انحطاط ) دولت مىكند و هم موجبات آنها را يك بيك ياد كرديم و بثبوت رسانيديم كه اين عوارض بطبيعت و خواه ناخواه براى دولت روى ميدهد و همهء آنها از امور طبيعى هر دولتى است .
و بنابر اين هر گاه كيفيت فرتوتى در دولت طبيعى باشد روى دادن آن هم مانند پديد آمدن همهء امور طبيعى خواهد بود چنان كه بمزاج حيوانى پيرى راه مىيابد و اين عارضه از بيماريهاى مزمن درمان ناپذير است كه نميتوان آن را بر طرف كرد زيرا امور طبيعى تغيير ناپذيرند . و گاهى بسيارى از فرمانروايان دولتها كه در كار سياست كشوردارى بيدار و هوشمنداند بدين عارضه توجه ميكنند و مىبينند عوارض و موجبات فرسودگى و پيرى بدولت آنان راه يافته است و گمان ميكنند ممكنست اين عوارض را بر طرف كرد و بر آن ميشوند كه وضع دولت را جبران و مزاج آن را ازين فرتوتى اصلاح كنند و مىپندارند كه اين عارضه بسبب كوتاهى يا غفلت كسانى بوده است كه پيش از آنان فرمانروايى ميكردهاند در صورتى كه حقيقت امر چنين نيست زيرا پديد آمدن عوارض مزبور در دولتها از امور طبيعى است و آنچه مانع جبران و اصلاح عوارض مزبور مىشود عادات است و عادات بمنزلهء طبيعت ديگرى ميباشند ، زيرا كسى كه در مثل پدر و بزرگان خاندان خود را ببيند كه جامهء حرير و ديبا مىپوشند و سلاحها و مركوبهاى خود را بزر مىآرايند و در مجالس و هنگام نماز از مردم نهان ميشوند [ و پردهاى ميان خود و ديگران ايجاد ميكنند ] چنين كسى نميتواند با سلف خود در اين عادات بمخالفت برخيزد و در پوشيدن جامه و ديگر رسوم شيوهء خشنى پيش گيرد و با مردم در آميزد .
چه اگر بخواهد بچنين روشى دست يازد عادات مانع او خواهند شد و مرتكب چنين روشى را ديگران مورد تقبيح و سرزنش قرار خواهند داد و اگر بر فرض يكباره بر خلاف عادات رفتار كند او را بديوانگى و ماليخوليا متهم خواهند كرد و فرجام آن سلطنت وى را مورد تهديد قرار خواهد داد . و ببين اگر تأييد الهى و كمك و يارى آسمانى نمىبود پيامبران در نپذيرفتن عادات و مخالفت با
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 567
مساهمون: ابن خلدون
ص٥٦٧