تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

فصل چهل و پنجم در تجزيه يافتن يك دولت به دو دولت

بايد دانست كه نخستين آثارى كه از فرسودگى و پيرى دولت پديد ميآيد تقسيم و تجزيهء آنست ، زيرا پادشاهى هنگامى كه بمرحلهء عظمت و وسعت ميرسد و به آخرين سرحد ناز و نعمت و عادات و كيفيات تجمل خواهى نايل ميآيد و خدايگان آن بخودكامگى و يگانه سالارى ميگرايد آن وقت از مشاركت دادن ديگران در امر فرمانروايى خود سرباز مىزند و تا حد امكان بريشه كن ساختن موجبات آن همت ميگمارد چنان كه بهر يك از خويشاوندان خود شك برد كه او نامزد منصب پادشاهى است ويرا از ميان برميدارد و چه بسا كه شركت جويندگان وى در اين باره خود بد گمان مىشوند ( و از بيم ) بسوى نواحى دور و مرزها رهسپار مىگردند و كسانى كه مانند آنان مورد بدگمانى و در معرض خطر ميباشند در گردشان فراهم ميآيند و در اين هنگام دايرهء مرزهاى دولت رفته رفته تنگ‌تر مىشود و نفوذ دولت مركزى از نواحى دور رخت بر مىبندد . از اين رو اين گونه كسان ( كه بمرزها و نواحى دور ميروند ) بسبب قرابت در آن ناحيه درفش استقلال‌طلبى و خودكامگى را باهتزاز در ميآورند و به علت تنگ شدن و محدوديت دايرهء مرزهاى دولت كار اين گونه استقلال طلبان بالا ميگيرد تا آنكه دولت تجزيه مىشود يا در معرض آن قرار ميگيرد . و در اين باره ميتوان دولت اسلامى عربى را مورد بررسى قرار داد ، چه هنگامى كه فرمانروايى آن دولت مستقر و متمركز بود و دايرهء مرزهاى آن پيوسته رو بتوسعه ميرفت و عصبيت خاندان عبد مناف تجزيه و تفكيك نشده بود و بر ديگر قبايل مضر غلبه و چيرگى داشت در تمام جريان فرمانروايى دولت مزبور هيچ رگ ستيزى بجنبش نيامد ( كوچكتر ستيز و اختلافى روى نداد ) بجز جنبش‌هاى بعضى از خوارج كه در راه بدعت خود جان سپارى ميكردند و جنبش آنان
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 563 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى