تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
خليفه تشكيل يافت : درگاهى براى خاصه و درگاهى براى عامه ، چنان كه در تاريخ آنان مسطور است . آنگاه حجاب سومى كه مخصوص‌تر از دو حجاب ياد كرده بود نيز معمول گرديد و آن هنگامى بود كه يكى از رجال درگاه خدايگان دولت ميكوشيد سلطان را محجور كند و بخودكامگى گرايد ، چنان كه وقتى كاركنان دولت و خواص پادشاه بخواهند يكى از فرزندان پادشاه را بجانشينى ( سلطان متوفى ) بر گمارند و بر آن باشند كه فرزندان جانشين پادشاهان را محجور كنند و خويشتن را بخودكامگى رسانند نخستين كارى كه آن فرمانرواى خود كامه انجام ميدهد اينست كه خواص و محارم و هواخواهان پدر آن فرزند را از ملاقات با او باز ميدارد و به او چنين تلقين مىكند كه ديدار آنان با وى سبب پاره شدن پرده هيبت سلطان مىشود و مخالف قانون ادب مىباشد . ولى مقصود آن خودكامه اينست كه از اين راه سلطان را از ديدار ديگران باز دارد و رابطه او را با هر كس قطع كند تا بتواند او را تنها بخوى خود عادت دهد چنان كه ديگرى را بجاى او بر نگزيند و او در اين مدت استيلا و فرمانروايى مستبدانهء خود را استوار سازد ، بنابر اين چنين حجابى از موجبات فرمانروايى اوست . و اين حجاب بيشتر جز در اواخر فرمانروايى دولت روى نميدهد ، چنان كه در فصل محجور كردن سلطان ياد كرديم ، و دليل بر مرحلهء فرسودگى و پيرى دولت و پايان يافتن نيروى آنست و خدايگانان دولتها از آن بيمناك ميباشند زيرا زمامداران دولت‌ها بطبع هنگام فرسودگى و پيرى دولت كه جانشينان پادشاهانشان شيوهء خودكامگى را از دست ميدهند در اين راه ميكوشند ، زيرا دلبستگى بخودكامگى در فرمانروايى در نهاد انسان سرشته شده است ، بويژه كه كسى نامزد چنين مقامى باشد و موجبات و مقدمات آن بدست آيد ، و خدا بر كار خود غالب است [ 1 ] .
هامش
[ 1 - ) ] وَ الله غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ 12 : 21 . سورهء يوسف ، آيهء 21 . اين آيه در چاپهاى مصر و بيروت حذف شده است . از « ينى » و ( پ ) نقل شد .