و مردم در تماس باشد و او را در درگاه خود براى اين وظيفه نگاه مىدارد .
آنگاه هنگامى كه پادشاهى بمرحلهء عظمت ميرسد و شيوهها و هوى و هوسهاى اين دوران متداول مىشود خوى خدايگان دولت تغيير مىپذيرد و بخوى پادشاهان مىگرايد كه خويى شگفت و مخصوص به خود آنهاست .
و كسى كه مباشر كارهاى اوست بايد بدان خويهاى شگفت آشنا باشد و در رفتار خود مدارا پيش گيرد و واجبات حالات مختلف وى را در نظر داشته باشد و چه بسا كه برخى از مباشران پادشاهان از اين خوى غفلت ميورزند و رفتارى از آنان سر مىزند كه مايهء ناخشنودى پادشاه مىشود آن وقت مورد خشم و انتقام او واقع ميشوند . اينست كه اين گونه آداب و شيوهها را تنها خواص اوليا و خدمتگزاران ايشان ميدانند و به همين سبب كسانى را كه از خواص دربارى نبودند در هر وقت اجازه نميدادند با پادشاه ديدار كنند بدين منظور كه خويش و مردم را از خشم پادشاه حفظ كنند و نگذارند كسى در معرض كيفر وى واقع شود . از اين رو حجاب با پردهء ديگرى هم علاوه بر پردهء نخستين ميان پادشاه و مردم ايجاد كردند و اين حجاب خصوصىتر از آن نخستين بود چه در اين هنگام فقط خواص هواخواهان و خدمتگزاران بار مىيافتند و ديگران از بار يافتن ممنوع ميشدند . اين حجاب تنها به روى بزرگان و اولياى دولت باز ميشد و به ديگران اجازهء ديدار نميدادند [ پس ] [ 1 ] حجاب نخستين چنان كه ياد كرديم در آغاز دولت متداول مىشود همانطورى كه در روزگار معاويه و عبد الملك و خلفاى امويان معمول گرديد و متصدى اين وظيفه را در درگاه آنان « حاجب » ميناميدند بر وفق اشتقاق صحيح كلمه . آنگاه همين كه دوران خلافت عباسيان فرا رسيد و دولت بدان مرحلهء ناز و نعمت و ارجمندى كه معروفست نايل آمد و خوى پادشاهى بدانچه سزاوار بود تكميل يافت از اين رو اين وضع موجب شد كه حجاب دوم هم متداول شود و نام حاجب جنبهء خصوصىترى پيدا كرد و در بارگاه خلفا دو خانه براى زيارت كنندگان
هامش
[ 1 - ) ] از « ينى »