تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
خريد و فروش كالاها تأمين ميگردد و هر گاه بازارهاى داد و ستد تعطيل باشد رعايا از لحاظ معاش دچار مضيقه و تنگدستى ميشوند و خراج ستانى سلطان نيز نقصان مىپذيرد يا به كلى از بين ميرود ، زيرا چنان كه ياد كرديم قسمت عمدهء خراج او از اواسط دورهء فرمانروايى دولت و پس از آن است كه باجهاى گوناگون بر كالاها وضع مىشود و اين روش بواژگون شدن دولت و تباهى اجتماع شهرها منجر ميگردد و آسيب و خرابى آن بتدريج بدولت راه مىيابد و اين گونه فساد و خرابى هنگامى است كه وسايل و اسباب مردم را از آنان ميربايند و آثار آن نمايان نيست ، ولى اگر آنها را مفت و بلا عوض بگيرند و بمال و نواميس و جان و محصول [ 1 ] آنان تجاوز كنند آن وقت ناگهان به خلل و فساد منجر ميگردد و بسرعت دولت واژگون مىشود زيرا هرج و مرجى از آن روى ميدهد كه بسقوط و سرنگون شدن دولت منتهى ميگردد . و بسبب اين گونه مفاسد ، شرع همهء اينها را حرام كرده و در معاملات مكايسه ( چانه زدن ) [ 2 ] را لازم دانسته و خوردن مال مردم را بباطل حرام شمرده است تا همهء راههاى مفاسدى كه بسرنگون شدن اجتماع بوسيلهء هرج و مرج يا از ميان رفتن وسيلهء معاش منجر ميگردد مسدود شود . و بايد دانست كه موجب همهء اين مفاسد نياز دولت و سلطان به ازدياد ثروت است زيرا دولت بمرحلهء ناز و نعمت و تجمل خواهى ميرسد و در نتيجه مخارج فرمانروايان آن فزونى مىيابد و رقم بزرگى را تشكيل ميدهد كه بهيچرو با ميزان در آمد دولت بر وفق قوانين معمولى برابرى نميكند از اين رو ناچار ميشوند براى توسعه دادن خراج بعناوين و اسامى گوناگون باجهاى تازه از مردم بگيرند تا ازين راه در آمد و هزينهء دولت را متعادل كنند . ولى با همهء اينها وسائل ناز و نعمت و تجمل همچنان توسعه مىيابد و بر مخارج آنان مىافزايد و نياز دولت بگرفتن ثروت مردم بيشتر مىشود و دايرهء مرزهاى دولت كوچك و تنگ مىشود
هامش
[ 1 - ) ] اسرار در چاپ ( ب ) غلط است . [ 2 - ) ] مكايسة و مكاس و مماكسة عبارت از سماجت ورزيدن در قيمت كالا است كه مشترى ميكوشد قيمت آن را با رضاى طرفين بكاهد چنان كه فروشنده كالا را با ذكر قيمت عرضه ميدارد و آن وقت خريدار چندين بار بها را كم مىكند و اندك اندك آن را پائين ميآورد تا خريدار و فروشنده بر قيمت تراضى حاصل كنند . رجوع به غياث و اقرب الموارد شود .