تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
مقصود ما از قدرت ستمگر دست درازى و قدرت وسيعى است كه در برابر آن هيچ قدرتى معارضه نتواند كرد و چنين قدرتى وقتى در راه ستمگرى به كار رود مايهء خرابى و ويرانى مىشود ليكن قدرت راهزن عبارت از تهديدى است كه آن را وسيلهء گرفتن اموال قرار ميدهد ، و دفاع كردن از او بوسيلهء عموم مسلمانان از نظر شرع و سياست مقرر شده است و از اين رو نميتوان آن را از قدرتى شمرد كه منجر بويرانى مىشود ، و خدا بر آنچه بخواهد تواناست .

فصل

و از سخت‌ترين ستمگريها و بزرگترين آنها از لحاظ فساد اجتماع اينست كه مردم را بناحق به كار اجبارى وادار كنند و بىمزد آنان را بمزدورى گمارند ، زيرا كار انسان از قبيل تمول و ثروت اوست چنان كه اين معنى را در باب رزق آشكار خواهيم كرد و خواهيم گفت روزى و كسب عبارت از بهاى كارهاى كسانى است كه در يك اجتماع بسر مىبرند و بنابر اين كليهء تلاشها و كارهاى ايشان تمول و درآمدهاى ايشان از كسب آنانست بلكه آنها بجز كار خود وسيلهء روزى و پيشه‌اى ندارند زيرا رعيتى كه در آبادانى كار ميكنند معاش و پيشهء آنها همان كاركرد آنها است . از اين رو اگر آنها را بكارى در جز شأن‌شان وا دارند و مزد كار آنان را كه همان روزى آنهاست به آنان نپردازند كسب شان باطل مىشود و در حقيقت بهاى كار آنان را غصب كرده‌اند كه عبارت از تمول و ثروت آنهاست و از اين رو به آنان زيان رسانده و سهم بزرگى از معاش و بلكه مجموعه و كليهء معاش آنان را از آنان ربوده‌اند . و اگر اين ستم دربارهء آنان تكرار شود اميد از آبادانى برميدارند و در ورطهء نوميدى گرفتار ميشوند و به كلى از كوشش و تلاش در راه آبادانى دست ميكشند و اين وضع به واژگون شدن و ويرانى اجتماع منتهى مىشود ، و خدا كسى را كه بخواهد بىشمار روزى ميدهد [ 1 ] .
هامش
[ 1 - ) ] سورهء بقرة ، آيهء 208 . پايان فصل در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و كاميابى به اوست » .