تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
ضرورى پنجگانه در نظر گرفته است كه عبارتند از : حفظ دين و جان و خرد و نسل و مال . و چون ستمگرى چنان كه ديدى نابودى نوع بشر را اعلام مىكند ، زيرا سرانجام آن ويرانى اجتماع است ، به همين سبب حكمت و فلسفهء اين منع [ 1 ] درباره ستم موجود است چنان كه تحريم آن مهم و دلايل آن در قرآن و سنت بحديست كه ضبط و حصر آنها ممكن نيست . و اگر هر فردى بر ستمگرى توانايى ميداشت در برابر آن مانند ديگر گناهانى كه بتباهى منجر ميگردد و هر كسى ميتواند مرتكب آنها شود ، چون زنا و قتل و مستى ، شكنجه و كيفرى وضع ميشد . ولى ستمگرى جز از كسانى كه دستى بر آنها نيست سر نميزند زيرا اين گناه را فقط خداوندان زور و قدرت مرتكب ميشوند از اين رو شارع در نكوهش و تهديد ستمگران مبالغهء فراوان كرده است تا شايد آن همه مذمت و تهديد موجب شود تا در نفس كسانى كه بر آن توانايى دارند رادعى بوجود آيد و پروردگار تو بر بندگان ستمكار نيست [ 2 ] . و نبايد گفته شود كه در برابر راهزنان در شرع كيفرى وضع شده است [ 3 ] و آن هم از نوع ستم كسى است كه قادر بر ستم مىباشد زيرا راهزن هنگام راهزنى خود تواناست چه اين گفته را به دو روش ميتوان پاسخ داد : نخست آنكه بگوييم كيفرى كه در اين باره وضع شده است در برابر گناهى است كه مرتكب مىشود از قبيل جنايت كردن در نفس يا مال مردم ، چنان كه بسيارى از فقيهان بر اين عقيده‌اند و اين امر پس از قدرت بر آن و باز خواست جنايت اوست . ولى خود راهزنى بذاته عقوبت و كيفرى ندارد . دوم آنكه بگوييم راهزن را نميتوان به داشتن قدرت نسبت داد زيرا
هامش
[ 1 - ) ] در برخى از چاپها ( خطر ) است . ( حظر ) ترجيح داده شد [ 2 - ) ] وَ ما رَبُّكَ بِظَلّامٍ لِلْعَبِيدِ 41 : 46 . سورهء فصلت ، آيهء 46 . [ 3 - ) ] اشاره بآيهء : إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ في الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ من خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا من الْأَرْضِ . . . 5 : 33 سورهء المائدة ، آيهء 37 . دربارهء تفسير اين آيه و مفهوم « راهزنان » و اختلافاتى كه مفسران در تفسير آيه دارند رجوع به كشف الاسرار ج 3 ص 101 شود .