تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢

فصل چهل و سوم در اينكه ستم اعلام كنندهء ويرانى اجتماع و عمران است

بايد دانست كه تجاوز باموال مردم آنان را از بدست آوردن و بارور كردن ثروت نوميد ميسازد ، چه مىبينند در چنين شرايطى سرانجام هستىشان را بغارت مىبرند و آنچه را بدست ميآورند از ايشان ميربايند و هر گاه مردم از بدست آوردن و توليد ثروت نوميد شوند از كوشش و تلاش در راه آن دست برميدارند . و تجاوز بهر اندازه باشد به همان نسبت رعايا از كوشش در راه بدست آوردن ثروت باز ميايستند چنان كه اگر تجاوز بسيار و عمومى باشد و بهمهء راههاى كسب معاش سرايت كند آن وقت مردم به علت نوميدى از پيشه كردن انواع حرفه‌ها و وسايل كسب روزى دست از كليهء پيشه‌ها و هنرها بر خواهند داشت . و اگر تجاوز اندك باشد به همان نسبت مردم از پيشه‌ها و بدست آوردن ثروت دست خواهند كشيد . و آبادانى و فراوانى و رواج بازارهاى آن تنها در پرتو كار و كوشش مردم براى مصالح زندگى و پيشه‌ها است كه پيوسته در اين راهها در تكاپو و تلاش‌اند و به همين سبب اگر مردم در راه معاش خود كوشش نكنند و دست از پيشه‌ها بردارند بازارهاى اجتماع و آبادانى بىرونق و كاسد مىشود و احوال [ 1 ] متزلزل مىگردد ، و مردم در جستجوى روزى از آن سرزمين رخت برمىبندند و در نواحى ديگر كه بيرون از قلمرو فرمانروايى آن ناحيه است پراكنده ميشوند و در نتيجه جمعيت آن ناحيه تقليل مىيابد و شهرهاى آن از سكنه خالى مىشود و شهرستانهاى آن ويران ميگردد و پريشانى و نابسامانى آن ديار بدولت و سلطان هم سرايت مىكند زيرا دولت براى اجتماع بمنزلهء صورت است كه وقتى مادهء [ 2 ] آن تباهى پذيرد خواه ناخواه صورت [ 3 ] هم تباه مىشود .
هامش
[ 1 - ) ] ( ن . ب ) اصول . [ 2 ، 3 - ) ] ماده و صورت در اينجا ابهام به اصطلاح فلسفى آن نيز دارد .