تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
و نفوذ آنان آن را بدست نياورده است ، از اين رو اين انديشه براى آنان پيش ميآيد كه ثروت مزبور را از وى باز ستانند يا او را در كشورشان ابقا كنند و بمنزلهء قسمتى از اجزاى دولت بشمارند كه از آنها بهره‌مند ميشوند . گذشته از اين بفرض كه او بتواند اين ثروت را برهاند و بسرزمين ديگرى ببرد ، با اينكه چنين پيش آمدى بسيار بندرت روى ميدهد ، آن وقت در آن كشور چشمهاى پادشاه آن بثروت مزبور دوخته مىشود و آنها را يا با تهديد و ارعاب بطور پوشيده ، و يا علنى و آشكار بجبر و زور از وى باز ميستاند زيرا معتقد است كه اموال مزبور از خراج بدست آمده است و شايسته است كه چنين اموالى در راه مصالح مردم خرج شود و چنان كه ياد كرديم هنگامى كه ديدگان پادشاهان به ثروت توانگرانى دوخته شود كه آنها را از راه كسب و پيشه براى معاش خود بدست ميآورند بطريق اولى مال خراج و دولتها را بهتر شايستهء خود خواهند دانست چه مىتوانند براى تصاحب اين گونه اموال مجوز شرعى و عادى هم بيابند . [ و ببين چه سرنوشتى براى قاضى جبله روى داد هنگامى كه وى در آن ناحيه بستيز با ابن عمار خدايگان طرابلس برخاست و دست بانقلاب زد ، همين كه فرنگان بر آن ناحيه دست يافتند او بدمشق گريخت و سپس ببغداد رفت و در آنجا سلطان بركياروق بن ملكشاه سلطنت ميكرد و اين واقعه در پايان قرن پنجم بود . پس از آنكه در بغداد اقامت گزيد ديرى نگذشت كه وزير سلطان نزد وى آمد و قسمت عمدهء اموالش را بعنوان وام از او بستد و سپس همهء دارايى ويرا از او گرفت در صورتى كه مقدار و مبلغ آنها به حدى بود كه بشرح و شمار نمىآمد ] [ 1 ] . و هم سلطان ابو يحيى زكريا بن احمد لحيانى نهمين يا دهمين پادشاه حفصيان افريقيه بر آن شد كه از امر سلطنت كناره‌گيرى كند و بمصر پناه برد تا بتواند از مطالبهء خدايگان ثغور ( استحكامات قلاع ) غربى كه لشكريانى براى پيكار با تونس فراهم آورده بود بگريزد از اين رو لحيانى سفر بمرز طرابلس را برگزيد در حالى كه آمادگى و ( نيت ) خويش را نهان مىداشت . و از آنجا سوار
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت حذف شده است و تنها در « ينى » و چاپ ( پ ) ديده مىشود .