تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
كشتى شد و خود را باسكندريه رسانيد و او هنگام حركت كليهء موجودى بيت المال را از زر و سيم و اندوخته‌هاى ديگر با خود برداشت و هر آنچه را در خزاين و گنجينه‌هاى آن دودمان بود از كالا و اثاث و گوهر حتى كتب فروخت و همهء اين ثروت را با خود بمصر برد . و بر ملك ناصر محمد بن قلاون بسال 719 [ 1 ] وارد شد و ملك ناصر ورود او را گرامى داشت و او را در مسند رفيع بنشاند . و همواره از اندوختهء او بطور تعريض اندك اندك ميگرفت تا آنكه همهء آن ثروت را بچنگ آورد و براى معاش ابن لحيانى بجز وظيفه‌اى كه بوى ميپرداختند دينارى هم باقى نماند تا آنكه در سال 728 هلاك شد چنان كه در ضمن اخبار مربوط بوى در اين باره گفتگو خواهيم كرد . اين واقعه و نظاير آن از جمله خيالات پوچى است كه فرمانروايان دولتها در سر ميپرورانند چون از بيم خشم سلاطين در انتظار مهلكه‌ها هستند . آرى اگر بتوانند خود را برهانند تنها شايد جانشانرا خلاص كنند و حاجتى كه توهم مىكنند غلط و متكى بر اوهام است ، و همان شهرتى كه در نتيجهء خدمتگزارى دولت‌ها بدست ميآورند براى يافتن امور معاش‌شان كافى است چه يا وظايفى از طرف پادشاهان براى آنان مقرر مىشود و يا بوسيلهء نفوذ و جاهى كه دارند مىتوانند از راه پيشه‌هايى چون كشاورزى و بازرگانى معاش خود را تأمين كنند . و دولتها انساب‌اند ( ولى نفس را بهر چه شيفته كنى بدان ميگرايد و اگر آن را باندك باز گردانى خرسند مىشود ) [ 2 ] و خداى روزى دهنده صاحب نيروى استوار است [ 3 ] .
هامش
[ 1 - ) ] در چاپهاى مصر 717 است . در شرح حال وى نيز همين رقم است . رجوع به لغتنامهء دهخدا ذيل ( ابو يحيى زكريا . . . ) شود و گويا منظور از خدايگان ثغور غربى ابو يحيى ابو بكر ثانى باشد . در شرح حال وى 718 است . [ 2 - ) ] ترجمهء شعر معروف : و النفس راغبة اذا . . . است كه مؤلف بعنوان شاهد آورده است . [ 3 - ) ] الله هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ 51 : 58 . سورهء الذاريات ، آيهء 58 . در چاپهاى مصر و بيروت پايان فصل چنين است : « و خدا سبحانه روزى دهنده است و او باحسان و فضل خود كامياب كننده است ، و خدا داناتر است » . و صورت متن از ( پ ) و « ينى » است .