تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١

فصل چهل و دوم در اينكه اگر سلطان مستمرى اندك بپردازد سبب كمبود خراج مىشود

و سبب آن اينست كه دولت و سلطان بمنزلهء بزرگترين بازار براى جهانست و مادهء اجتماع و آبادانى از آن بدست ميآيد . از اين رو هر گاه دولت ثروتها و خراجها را گرد آورد و بيندوزد يا آنها را چنان از دست بدهد كه در مصرف‌هاى حقيقى به كار نرود ، آن وقت پولى كه در دست حاشيه‌نشينان ( و لشكريان ) [ 1 ] اوست تقليل مييابد و آنچه از ايشان به اطرافيان و وابستگانشان ميرسد نيز قطع مىشود و بطور كلى بمخارجشان لطمه ميرسد و اين گروه قسمت اعظم اهالى شهرها را تشكيل ميدهند و مخارج آنها از ديگران بيشتر و سرمايهء اساسى بازارهاست . اينست كه در چنين شرايطى بازارها كساد مىشود و سودهاى بازرگانى بسبب كمى ثروت و پول كم مىشود و در نتيجه ميزان خراج هم تقليل مىيابد زيرا انواع خراج‌ها و مالياتهاى ارضى از آبادانى و داد و ستد و رواج بازار و كوشش مردم در راه بدست آوردن سودها و ربح‌ها حاصل مىشود . و فرجام ناسازگار آن مايه نقصان كار دولت مىشود زيرا در اين هنگام كمبود ثروت سلطان به علت كمبود خراج است چه دولت همچنانكه ياد كرديم بزرگترين بازار و مادر و اساس و مايهء همه بازارها در دخل و خرج است [ 2 ] ، و اگر اين بازار اساسى ( يعنى دولت ) كساد شود و مصارف آن تقليل يابد بطريق اولى بازارهاى ديگر به همان سرنوشت و بلكه بدتر از آن گرفتار ميشوند و نيز ميدانيم كه ثروت ميان رعيت و سلطان دست بدست مبادله مىشود ، از مردم بسلطان ميرسد و از سلطان بمردم باز ميگردد ، و اگر سلطان آن را در نزد خود نگهدارد [ و به كار نيندازد ] رعيت فاقد آن مىشود ، سنت خداست در ميان بندگانش .
هامش
[ 1 - ) ] اين كلمه در « ينى » نيست . [ 2 - ) ] از ( ا ) در سابق گفته بود : دولت ما در همهء بازارها و مادهء همهء آنها است .