احوال آنها در دستگاه دولت باز ميستاند ، و فرجام ناسازگار چنين عملى بدولت باز ميگردد زيرا درگاهنشينان و رجال كشور و خداوندان ثروت و نعمت را كه در شمار خواص درگاه دولت بودند از دست ميدهد و از اين راه بسى از كاخهاى بزرگوارى و توانايى را كه خاندانهاى مذكور با استوارى بنيان نهادهاند واژگون ميسازد .
چنان كه نظير همين معنى براى وزيران دولت عباسى ، مانند خاندان قحطبه و خاندان برمك و خاندان سهل و طاهريان و امثال ايشان روى داد . همچنين در دولت امويان اندلس هنگام انقراض آن در روزگار ملوك طوايف خاندان شهيد و خاندان ابو عبده و خاندان حدير و خاندان برد و امثال ايشان به همين سرنوشت گرفتار شدند و نيز در دولتهايى كه همزمان ماست نيز نظير همين وقايع روى داده است . دستور خداست كه گذشت در بندگانش [ 1 ] .
فصل
و به علت آنكه وابستگان بدولتها در انتظار اين گونه مهلكههاى ناگوار هستند بسيارى از آنان شيفتهء آن ميشوند كه از پايگاه خود بگريزند و خود را از زير بار تسلط سلطان برهانند و با آنچه از اموال دولت بدست آوردهاند بسرزمين و ناحيهء ديگرى رهسپار شوند و چنين مىپندارند كه آسودهتر بسر خواهند برد و در صرف كردن و بهرهبردارى از آن ثروت مصونتر از گزند و آسيب خواهند بود ، در صورتى كه چنين پندارى از اغلاط فاحش و اوهامى است كه امور زندگى و احوال ايشان را تباه مىكند .
و بايد دانست كه رهايى از اين سرنوشت پس از باقى ماندن در آن دشوار و ممتنع است ، زيرا اگر كسى كه اين منظور را در سر ميپروراند خود پادشاه باشد هم رعيت و هم خداوندان عصبيتش كه همواره ويرا در فشار دارند و مزاحم هستند لحظهاى به او امكان نميدهند كه اين انديشه را اجرا كند بلكه اگر اين پندار را
هامش
[ 1 - ) ] سُنَّتَ الله الَّتِي قَدْ خَلَتْ في عِبادِهِ 40 : 85 . سورهء مؤمن ، آيهء 85 . و در نسخهء ( پ ) چنين است : سُنَّةَ الله 48 : 23 . . . وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلًا 48 : 23 . سورهء فتح ، آيهء 23 و سورهء احزاب ، آيهء 62 .