و جاه و جلال آنان فزونى مىيابد و بكسب ثروت ميپردازند و از اموال بهرههاى فراوان مىبرند .
آنگاه پس از چندى در نتيجهء متلاشى شدن عصبيت و نابودى قبيلههايى كه از پايهگذاران [ 1 ] دولت بودند مرحلهء فرسودگى و پيرى دولت فرا ميرسد و در اين هنگام خدايگان دولت به علت سركشان و متمردان و قيام كنندگان بسيارى كه بستيز بر ميخيزند و از بيم آنكه مبادا در دولت رخنه كنند و موجب سقوط آن شوند ، بياران و پشتيبانان تازهاى نيازمند مىشود و از اين رو در آمد خراج او به مصرف مستمرى پشتيبانان و يارانش ميرسد كه عبارتند از خداوندان شمشير و عصبيتها .
و ثروتهاى گنجينهها و اندوختههاى خزاين خود را در راه كارهاى مهم اصلاح دولت خرج كرده است و با همهء اينها بسبب افزودن بر ميزان مستمريها و فزونى مخارج عادات و رسوم تازه كه در گذشته ياد كرديم ميزان خراج و باج هم تقليل مىيابد و دولت گرفتار مضيقهء مالى مىشود و سايه ناز و نعمت و ثروت از خواص و حاجبان و كاتبان بسبب دور شدن جاه از ايشان و تنگ شدن دايره آن بر خدايگان دولت ، زدوده مىشود .
آنگاه وضع مضيقهء مالى و گرفتارى خدايگان دولت بيش از پيش شدت مىيابد و فرزندان حاشيهنشينان و خواص درگاه او ثروتى را كه پدرانشان اندوخته و از آن بهره بردارى فراوان كردهاند در راه ناسودمند به كار مىبرند و بجاى كمك بخدايگان دولت آنها را در راه ناصحيح خرج مىكنند و روش خيرخواهى و دلسوزى نياكان و گذشتگان خود را فرو ميگذارند . از آن پس خدايگان دولت معتقد مىشود كه او شايستهتر است اين اموال را تصاحب كند زيرا پدرانشان اين همه ثروت را در دستگاه دولت پيشين و به نيروى جاه و نفوذ آن بدست آوردهاند . از اين رو در صدد ريشهكن كردن آن اموال بر مىآيد و آنها را اندك اندك از يكايك آن خاندانها به نسبت رتبه و مقامى كه دارند و بر حسب تغيير
هامش
[ 1 - ) ] از « ينى » در برخى از چاپهاى بيروت ( ماهدين ) بغلط : « معاهدين » است .