تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 66

مساهمون:

صمقدمه ٦٦

در مصر

ابن خلدون در طريق حج بمصر رسيد و از آن پس تا پايان زندگى خود يعنى مدت بيست و چهار سال ديگر در آنجا اقامت گزيد . ورود او باسكندريه مصادف با « روز فطر بود كه ده شب از جلوس ملك ظاهر بر تخت سلطنت ميگذشت » . ابن خلدون مدت يك ماه در اسكندريه براى تهيهء وسايل حج اقامت كرد ولى اين موجبات در آن سال براى او ميسر نشد ، و از اين رو بقاهره منتقل شد و چون از دير باز شهرت وى به مصر رسيده بود ، همين كه در جامع الازهر بر مسند تدريس نشست « طلاب علم بمحضر درس او هجوم آوردند » و او توانست با زبان آورى و شيوايى سخن و بيان سحر آميزش طلاب را به خود جلب كند و در نتيجه شهرت وى در سراسر مصر منتشر گرديد و بيش از پيش نام‌آور شد . سپس بديدار سلطان نايل آمد و مورد مهر و احترام وى قرار گرفت ، زيرا سلطان بر حسب تعبير ابن خلدون « ديدار ويرا گرامى شمرد و از غربت او دلجويى كرد و وظيفهء بسيار از جملهء بخشش‌هايى كه باهل دانش ميكرد براى او مقرر داشت » . به همين سبب ابن خلدون مصمم شد در مصر اقامت گزيند و اعضاى خانوادهء خود را از تونس به مصر طلبيد ولى سلطان تونس « از سفر كردن آنان ممانعت كرد » چه اشتياق داشت ابن خلدون بسوى او باز گردد . در اين هنگام ابن خلدون « از سلطان مصر درخواست كرد كه نزد سلطان تونس شفاعت كند تا خانوادهء او را براى سفر بمصر آزاد گذارد » . سلطان مزبور خواهش او را پذيرفت و نامهء مؤثرى در اين باره بسلطان تونس نوشت و در نتيجهء نامهء مزبور خانوادهء او با كشتى از تونس حركت كردند ولى كشتى مزبور در دريا غرق شد و براى ابن خلدون ديدار زن و فرزندانش ميسر نگرديد . ابن خلدون در مصر بزندگى سياسى باز نگشت و جز بمشاغل تدريس و قضاوت و مقام استادى به هيچ منصبى طمع نبست . او چندين بار به مناصب تدريس و قضاوت نايل آمد . نخست در مدرسهء قمحيه [ 1 ] بمدرسى تعيين گرديد و سپس بمنصب « قاضى القضاة مالكيان » برگزيده شد . اين منصب‌ها در آن روزگار دستخوش تغيير و تبديل بسيار بود و به همين سبب چندين بار از درجات مزبور عزل گشت و باز بدانها گماشته شد . وى پس از عهده‌دارى مدرسى مدرسهء قمحيه بمدرسى مدرسهء ظاهريه و آنگاه بمدرسى مدرسهء صرغتمش و پس از آن به مقام شيخى خانقاه بيبرسى تعيين گرديد ، اما پس از رسيدن به منصب قاضى القضاة مالكيان پس از چندى معزول شد ولى بعدها پنج بار ديگر بدان مقام نايل آمد . هنگامى كه وى عهده‌دار كارهاى مهم قضايى بود ارادهء قاطع و شدت عمل وى از يكسو گروهى را به اين روش وى شيفته كرده بود به حدى كه او را مورد تحسين قرار ميدادند و از سوى ديگر بسيارى از كسان نسبت بوى با نظر كينه‌توزى مينگريستند . از اين رو معاصران او در مصر به دو دسته تقسيم ميشدند : گروهى او را بسيار ميستودند و دسته‌اى بشدت با او دشمنى و كينه‌توزى ميكردند . در اينجا بىمناسبت نيست مختصرى از چگونگى كار قضاوت ابن خلدون را كه خود در التعريف نوشته است و فساد محيط مصر را در آن روزگار تجسم ميدهد به عين ترجمه كنم [ 2 ] :
هامش
[ 1 - ) ] « قمح » بمعنى گندم و « قمحيه » منسوب بدان است . [ 2 - ) ] التعريف بابن خلدون ، ص 254 .