تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
ميسنجد و مىبيند سود اندكى برميدارد آن وقت در ورطهء نوميدى غوطه‌ور مىشود . از اين رو جمعيت بسيارى به كلى از آبادانى دست ميكشند و در اين هنگام به علت نقصان يافتن برخى از آن تقسيم بنديها و تكاليف مجموعهء خراج نيز نقصان مىپذيرد و چه بسا هنگامى كه اين كمبود را در خراج مىبينند بر مقدار تكاليف و تقسيم بنديها مىافزايند و گمان ميكنند از اين راه كسر در آمد جبران مىشود و آنقدر بدين شيوه ادامه ميدهند تا آنكه هر تكليف و تقسيم بندى بمرحله‌اى ميرسد كه ديگر هيچ بهره و سودى از آن بدست نميآيد زيرا در چنين شرايطى هم مخارج آبادانى و هم وامها و خراجها فزونى مىيابد و عوايدى كه بدان اميدوارند وافى نمىباشد ، از اين رو مجموعهء در آمدها همچنان رو بنقصان ميرود و مقدار تقسيم‌بنديها و تكاليف بالا ميرود چه تصور ميكنند از اين راه كسر مجموعهء در آمدها جبران مىشود تا آنكه سرانجام آبادانى و اجتماع در سراشيب سقوط فرو مىافتد زيرا اميد مردم به توليد ثروت و آبادانى قطع ميگردد . و فرجام ناسازگار همهء اينها عايد دولت مىشود زيرا سود آبادانى و توليد ثروت به آن باز ميگردد و هر گاه به اين اصول پى ببرى ميتوانى دريابى كه قوىترين موجبات آبادانى و توليد ثروت عبارت از تقليل ( مقدار تقسيم‌بنديها و تكاليف و تحميلات ) « يا ماليات‌ها » بر آباد كنندگان است تا جايى كه امكان‌پذير باشد چه از اين راه روح پشتكار و فعاليت براى آبادانى در مردم بيدار مىشود چه يقين ميكنند از آن سود مىبرند و بهره‌بردارى ميكنند . و خدا ، سبحانه و تعالى ، خداوند همهء امور است و پادشاهى همه چيز بدست اوست [ 1 ] .

فصل سى و نهم در باج نهادن ( وضع ماليات و باج ) در پايان دولت

بايد دانست كه دولت در آغاز كار چنان كه ياد كرديم به حالت باديه‌نشينى است و از اين رو به علت نداشتن ثروت فراوان و ناز و نعمت و عادات و رسوم آن
هامش
[ 1 - ) ] بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ 36 : 83 . سورهء يس ، آيهء 83 . اين آيه در نسخهء ( پ ) و ينى نيست . در « ينى » آخر فصل چنين است : و خدا مالك امور است .