ستانى افزوده مىشود و در نتيجه خراج كه از مجموعهء تكاليف مزبور بدست ميآيد نيز فزونى مىيابد .
و هر گاه دولت استقرار يابد و پادشاهان آن يكى پس از ديگرى بسلطنت ادامه دهند و به زيركى و هوشيارى متصف شوند و شيوههاى باديهنشينى و سادگى و خويهاى آن از قبيل چشم پوشى و مسامحه و كناره گيرى ( از تصرف در اموال مردم ) رخت بر بندد و دوران سلطنت ستمگرى و زورگويى فرا رسد و بحضارتى كه خواننده آدمى به هوشيارى و زيركى است خو گيرند و اولياى دولت بخوى خودنمايى و تظاهر به مهارت در كار متصف شوند و به علت فرو رفتن در ناز و نعمت و تجمل خواهى نيازمنديها و عادات و رسوم آنان فزونى يابد آن وقت بر تكاليف و تقسيم بندى خراج رعايا و برزگران و كشاورزان و ديگر كسانى كه خراج ميپردازند مىافزايند و بر ميزان كليهء تكاليف و تقسيم بنديها مبلغ بزرگى اضافه ميكنند تا عايدى آنان از خراج ستانى بيشتر شود و گذشته ازين از بازرگانان و پيشهوران و دروازهها نيز باجهايى ميگيرند چنان كه در فصول آينده ياد خواهيم كرد . سپس بر تكاليف مزبور پى در پى و مقدار به مقدار مىافزايند زيرا عادات تجمل خواهى دولت نيز به همان نسبت روز بروز تازه مىشود و بسبب آن نيازمنديها و مخارج آنان فزونى مىيابد تا بمرحلهاى ميرسد كه خراجها و عوارض مالياتى رعايا را سنگين بار مىكند و براى آنان كمرشكن مىشود و رفته رفته بدان خو ميگيرند و آن را در شمار وظايف واجب ميشمرند زيرا اين اضافات اندك اندك و بتدريج وضع مىشود و هيچكس احساس نميكند چه كسى بنام و نشان آنها را وضع كرده و بر ميزان تقسيم بندى اين همه افزوده است بلكه آنچه بر رعايا معلوم است اينست كه آنها را در شمار عادات و وظايف واجب خود تلقى ميكنند .
آنگاه اضافات مزبور از حد اعتدال خارج مىشود و ( رعيت بهبود زندگى و نيكو حالى پيشين را از دست ميدهد ) و از اشتياق به آبادانى باز مىايستد زيرا وقتى كه مخارج و وامها و ميزان خراجگزارى خود را با مقدار بهرهبردارى و سود خود
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: ابن خلدون
ص٥٣٧