تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
و شايستگان گرفته تا آنان كه بطور عموم باكتساب فضائل مشهورند ، موافق حقيقت و واقعيت باشد . چنان كه بسيارى از كسان را سراغ داريم كه بفضيلت و خصلتى نام آور شده و بر سر زبانها افتاده‌اند در صورتى كه در خور آن شهرت نيستند و چه بسا مردمى كه ببدى شهرت يافته‌اند در حالى كه بر عكس از نيكان‌اند و بسى از مردم هستند كه در گمنامى بسر مىبرند در صورتى كه از شايسته‌ترين كسانى هستند كه بايد نامدار و بلند آوازه شوند . و گاهى هم شهرت و نام آورى كسان با حقيقت مصادف مىشود و در خور آن ميباشند . زيرا نامبردارى و بلند آوازگى تنها از راه نقل اخبار حاصل مىشود و راويان اخبار هنگام نقل كردن ، مقاصد حقيقى اخبار را فرو ميگذارند و در ورطهء بىخبرى و غفلت مىافتند . از اين رو به خبرها غفلت راه مىيابد و نيز اخبار با تعصب و هواخواهى رنگ آميزى ميشوند و در نتيجه اوهام و خرافات بدانها راه مييابد و هم اخبار دستخوش تطبيق نشدن حكايات با احوال مىشوند و اين يا بسبب نهان شدن آنها در تلبيس و تصنع و يا به علت نادانى روايت كننده است و تقرب يافتن ببارگاه خداوندان جاه و جلال و صاحبان مناصب دنيوى از راه درود گفتن و ستايش كردن و تحسين اوضاع و احوال و بلند آوازه كردن ايشان بدين روش ، نيز به اخبار راه مىيابد و انسان شيفتهء آن است كه او را درود گويند و بستايند [ 1 ] . و ميدانيم كه انسان خواهى نخواهى شيفتهء آنست كه او را درود گويند و ستايش كنند و مردم گردنكش و [ حريص ] اند به دنيا و اسباب آن از قبيل جاه يا ثروت . و بيشتر آنان بفضايل دلبسته نيستند و تمايل خيرخواهانه به صاحبان فضيلت ندارند با همهء اين شرايط چگونه ممكنست نام آوريها مطابق واقعيت و حقيقت باشد ؟ از اين رو شهرت و نامبردارى از يك چنين موجبات نهانى حاصل مىشود و مطابق با حقيقت نميباشد و هر چيزى كه بسببى نهانى حاصل آيد عبارت از همان مفهومى است كه از آن به بخت تعبير ميكنند چنان كه ثابت شد . [ و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و كاميابى به اوست . ] [ 2 ]
هامش
[ 1 - ) ] از « ينى » . [ 2 - ) ] در نسخهء ( پ ) و « ينى » نيست .