از جانبى كه عصبيتهاى متعدد دارد نيرومندتر و غالبتر است ] [ 1 ] زيرا هنگامى كه گروهها از عصبيتهاى گوناگونى تشكيل يابند از لحاظ فرو گذاشتن يك ديگر و جدا شدن از هم ، به همان سرنوشتى دچار ميشوند كه افراد متفرق فاقد عصبيت با آن روبرو ميباشند و هر دستهاى از ايشان بمنزلهء يك فرد تلقى مىشود و جبههاى كه لشكريان آن از عصبيتهاى پراكنده و گوناگون تشكيل يافته است نميتواند با جبههاى كه داراى عصبيت يگانهاى مىباشد بموجب همين وحدت عصبيت پايدارى كند . پس بايد اين نكته را دريافت و دانست كه استدلال ما از آنچه طرطوشى آورده است استوارتر و معتبرتر است و طرطوشى را بدين گفته وادار نكرد مگر اينكه شأن و پايه عصبيت در عصر و شهر او فراموش شده بود و امثال او دفاع و جهانگشايى و نگهبانى [ كشور ] را به افراد و جماعتهايى كه از ايشان تشكيل مىيابند باز مىگردانند [ 2 ] و در اين باره عصبيت و نسب و خاندان را در نظر نميگيرند كه ما در آغاز كتاب آنها را بتفصيل ياد كرديم .
گذشته از اين اين گونه موجبات بفرض كه درست هم باشد تنها از عوامل و اسباب ظاهريست مانند برابرى دو سپاه از لحاظ شماره و شدت و صلابت [ 3 ] در جنگ آورى و فزونى سلاحها و نظاير اينها . و چگونه ممكن است چنين موجباتى غلبه و پيروزى را تضمين كند در صورتى كه ما هم اكنون ثابت كرديم كه هيچيك از اين موجبات ظاهرى با موجبات نهانى از قبيل حيلهها و فريبكاريها و همچنين امور آسمانى مانند رعب و خذلان الهى معارض نيست ، پس آنها را درياب و باحوال و كيفيات اين جهان هستى آگاه شو ، و خدا تقدير كنندهء روز و شب است .
فصل
و از مسائلى كه بايد بموضوع غلبه و پيروزى در جنگها و موجبات نهانى و غير [ 4 ] طبيعى آن ملحق گردد چگونگى نام آورى و بلند آوازگى است چه كمتر ممكنست اين شهرتها و آوازهها در هيچيك از طبقات مردم از پادشاهان و دانشمندان
هامش
[ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه از ( پ ) نقل شد زيرا در نسخ مصر و بيروت افتاده است .
[ 2 - ) ] از ( ينى ) در ( ا ) يرون . بجاى يردون غلط است .
[ 3 - ) ] از « ينى » .
[ 4 - ) ] از « ينى » .