پيروزى و غلبه يافتن در جنگ از امور تصادفى و نظير بخت و سرنوشت است .
و علت آن اينست كه موجبات چيرگى و پيروزى اغلب يا از امورى ظاهرى تشكيل مىشود مانند سپاهيان بسيار . و سلاحهاى كامل و استوار ، و فزونى دلاوران و مرتب كردن صفوف و نبردگاه و از آن جمله شدت و صلابت در جنگ و آنچه جانشين آن صفت شود .
و يا عبارت از امورى نهانى است كه آن نيز بر دو گونه است : نخست حيلهها و فريبكاريهاى بشر از قبيل گول زدن دشمن از راه نشر اخبار وحشت آور و تحريك آميزى كه سبب مىشود دشمن روحيهء خود را مىبازد و شكست مىخورد و مانند اينكه بر دشمن پيشى جويند و بارتفاعات و جاهاى بلند بر آيند تا جنگ از اماكن مرتفع آغاز گردد و دشمن كه در سرزمينى پست واقع است دچار بيم و هراس شود و با شكست روبرو شود . يا آنكه در بيشهها و سرزمينهاى نشيب و پشت سنگهاى بزرگ پنهان شوند ، و در گرداگرد دشمن بدينسان كمين كنند تا همين كه سپاهيان او در دسترس آنان واقع شوند يكباره بر ايشان بتازند و آنها را بدام افكنند چنان كه دشمن متوجه نجات خود گردد [ 1 ] ، و ديگر حيلهها و فريبكاريهاى مشابه آنها .
دوم آنكه آن امور نهانى آسمانى باشد و بشر نتواند آنها را بدست آورد از قبيل آنكه بر دل آنها انديشههائى القا مىشود كه مايهء بيم و هراس آنان ميگردد و بدين سبب به اجتماع و همدستى ايشان اختلال راه مىيابد و گرفتار هزيمت ميشوند .
و بيشتر شكستهايى كه روى ميدهد به علت اين گونه موجبات نهانى است از اين رو كه هر يك از دو گروه جنگآور از شدت آزمندى فراوانى كه بپيروزى و غلبه دارند پيوسته باينگونه وسايل نهانى دست مييازند و ناچار در يكى از دو طرف تأثير مىبخشد و به همين سبب پيامبر ، ص ، ميفرمايد : جنگ فريبكارى است [ 2 ] و در امثال عرب آمده است : چه بسا حيله كه از يك قبيله سودمندتر است .
هامش
[ 1 - ) ] از « ينى » .
[ 2 - ) ] اين گفتار را به عنترة بن شداد هم نسبت دادهاند . رجوع به اقرب الموارد ذيل ( خ د ع ) شود .