تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
و اما گفتار شاعر درين شعر : « هنگام مقابله با دشمن بيدرنگ بر او بتاز [ و در حمله پيشى جوى ] و به هيچ چيز پروا مكن . . . » مخالف دستورهايى است كه ديگران دربارهء آيين جنگ ياد كرده‌اند چنان كه عمر هنگامى كه ابو عبيد بن مسعود ثقفى را بفرماندهى جنگ ايران و عراق بر گماشت بوى گفت : بگفته‌هاى صحابهء پيامبر ، ص ، گوش فرا ده [ و آنها را به كار بند ] [ 1 ] و ايشان را در كارها شركت ده : بشتاب پاسخ مده مگر هنگامى كه سخنى را نيك دريابى چه اين كار جنگ است و براى چنين امرى تنها مردى شايستگى دارد كه در كارها شتابزده نباشد و درنگ كند و فرصت كارزار و هنگام دست كشيدن از آن را باز شناسد . و هم عمر در موقع ديگرى بوى گفته است : يگانه علتى كه مرا از برگزيدن سليط [ 2 ] بفرمانروايى باز ميدارد اينست كه او در كارزار شتابزدگى نشان مىدهد و شتاب كردن در كارزار بجز هنگامى كه دليل آشكارى يافت شود مايهء تباهى است . بخداى سوگند اگر اين سبب نميبود او را بفرماندهى برميگزيدم . ولى براى پيكار هيچكس شايسته نيست جز مردى كه شتاب زده نباشد و درنگ كند . اينست گفتار عمر ، و آن گواه بر اينست كه در جنگ سنگينى و متانت سزاوارتر از سبكسرى و شتابزدگى است تا آنكه چگونگى آن جنگ روشن شود . و اين شيوه درست عكس گفتهء صيرفى است ، مگر آنكه بگوييم مقصود وى اينست كه پس از آشكار شدن دليل بايد بر دشمن بيدرنگ ضربت زد ، در اين صورت ميتوان سخن او را توجيه كرد ، و خدا داناتر است .

فصل

و در جنگها بهيچرو نميتوان از روى يقين به پيروزى مطمئن شد هر چند همهء ابزار و وسايل آن از قبيل شمارهء جنگ آوران و بسيج بدست آيد بلكه
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » نيست . [ 2 - ) ] منظور سليط بن قيس است . كه به صحبت حضرت رسول نيز نايل آمد . رجوع به طبرى و تاريخ گزيده حاشيه ص 174 چاپ آقاى نوايى شود .