تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
مىكنند . ( هر چه تير دركش دارند آنها را در پيش خود مىريزند ) و آنها را آماده ميكنند سپس مىنشينند و شروع بتيراندازى ميكنند و هر صفى ياريگر و پشتيبان صف ديگريست كه در پيشاپيش او جاى گرفته است از بيم آنكه مبادا دشمن آنان را غافلگير كند و بسوى ايشان هجوم آورد و همچنان بدين شيوه ادامه ميدهند تا هنگامى كه يكى از دو لشكر جنگ‌آور بر ديگرى پيروزى يابد . و اين شيوهء تعبيه طريقهء استوار و شگفتى است .

فصل [ 1 ]

ديگر از شيوه‌هاى ملتهاى باستان در پيكارها كندن خندقهاست كه از بيم آسيب شبيخون دشمن و هجوم شبانهء او بلشكرگاه هنگامى كه براى لشكركشى نزديك مىشوند در پيرامون لشكرگاه خندقهايى ميكنند ، چه بيم لشكريان در تيرگى و وحشت شب دو چندان مىشود و از تاريكى استفاده ميكنند و رو بفرار ميگذارند و تاريكى پرده‌اى در پيش حس ننگ و عار آنان ميكشد و هر گاه همهء افراد در اين صفت يكسان شوند لشكر در خبرهاى فتنه‌انگيز و ناگوار فرو ميرود و تزلزل و نگرانى بوى راه مىيابد و با شكست روبرو مىشود . از اين رو هنگامى كه بسرزمينى فرود ميآمدند و در آنجا خيمه و خرگاه ميزدند در پيرامون لشكرگاه خندقهايى مىكندند چنان كه دائره‌وار تمام گرداگرد لشكرگاه را فرا گيرد تا بمنزلهء دژى باشد كه دشمن را از شبيخون باز دارد و نتواند با لشكريان در آميزد و مايهء شكست و خوارى آنان گردد . و دولتها را در امثال اين گونه اعمال نيرومندى و توانايى ( خاصى ) بود كه ميتوانستند گروه عظيمى از مردان را گرد آورند و در هر يك از منزلگاه‌ها و مراحل قدرتى ايجاد كنند . و همدستان و نيروهاى بيكرانى فراهم سازند زيرا دولتهاى ياد كرده از اجتماع و آبادانى بهرهء فراوانى داشتند و بر سرزمين‌هاى پهناورى فرمانروايى ميكردند . ولى هنگامى كه آبادانى آنان بويرانى مبدل شد و بدنبال آن ضعف و
هامش
[ 1 - ) ] اين عنوان ( فصل ) در « ينى » نيز هست .