و در سفرها و ميان قبايل زنان و كودكان را با خود همراه مىبرند ولى همين كه بناز و نعمت و تجمل كشوردارى نايل آيند و بشهرنشينى و سكونت در كاخها خو گيرند و سرشتهاى باديهنشينى و صحراگردى را فرو گذارند خواهى نخواهى خاطرهء شتر و هوده و كجاوه را از ياد مىبرند و به كار بردن آنها بر ايشان دشوار و گران ميآيد .
از اين رو در سفرها زنان را در شهر ميگذارند و با خود نميبرند و عادات كشوردارى و ناز و نعمت و تجمل پادشاهى ايشان را ببرگزيدن خرگاهها و سراپردهها وا ميدارد و در نتيجه تنها بچارپايان باربرى كه بارها و سراپردههاى [ 1 ] ايشان را حمل كنند قناعت ميورزند و همين چارپايان حامل وسايل و بار و بنه را بمنزلهء صف پشت نبردگاه تلقى ميكنند در صورتى كه بهيچرو چنين وضعى جانشين شيوهاى كه ياد كرديم نميشود ، زيرا هنگامى كه زن و خاندان و اموال با سپاهيان نباشد از خود فداكارى و جان سپارى نشان نميدهند ، از اين رو از ميزان شكيبايى و تحمل لشكريان كاسته مىشود و هر آواز سهمناك و جوش و خروشى آنان را پراكنده مىكند و صفوفشان را از هم ميگسلد .
فصل
و به همان سببى كه ياد كرديم چرا در پشت نبردگاه صفوفى تشكيل ميدهند و اهميت آن را در نبردهاى جنگ و گريز گوشزد كرديم پادشاهان مغرب نيز گروهى از فرنگان را در سپاهيان خود به خدمت ميگمارند و آنها را بدين منظور اختصاص ميدهند زيرا همهء پيكارهاى مردم مغرب بشيوهء جنگ و گريز است و سلطان بشيوهء صفوف پشت نبردگاه اهميت فراوان ميدهد و اصرار ميورزد آن را در پشت لشكرگاه تشكيل دهند تا اين صفوف بمنزلهء پشتيبانى براى جنگ آوران جلو جبهه باشد .
از اين رو ناچار بايد كسانى را كه براى اين صفوف بر ميگزينند از اقوامى باشند كه بپايدارى در نبردهاى لشكركشى خو گرفته باشند و گر نه بشيوهء كسانى كه
هامش
[ 1 - ) ] در نسخهء ( پ ) بجاى « ابنية » بمعنى خيمهها و سراپردهها « آنية » بمعنى ظرف چاپ شده است . در حاشيهء چاپهاى مصر و بيروت بنقل از چاپ نصر هورينى ذيل ابنية چنين است : مراد از ابنية خيمهها است چنان كه ابن خلدون در فصل خندق آرد : اذا نزلوا و ضربوا بنيتهم : و رجوع به اقرب الموارد ذيل « ب ن ى » شود : بنابر اين « آنية » در چاپ پاريس غلط است .