استحكاماتى بشمار ميرفت و بسبب آنها روحيهء سپاهيان تقويت ميشد و بر پشت گرمى و اعتماد آنان مىافزود چنان كه نظير همين شيوه را در قادسيه به كار بردند و ايرانيان در روز سوم جنگ بوسيلهء فيلها بر مسلمانان حمله كردند تا آنكه نامدارانى از تازيان به حملهء شديدى پرداختند و با فيلان در آميختند و بشمشيرها خرطومهاى پيلان را شكافتند از اين رو فيلان رميدند و فيلبانان خود را به اسطبلهايى كه در مداين داشتند رسانيدند . بدين سبب اردوگاه ايرانيان متزلزل شد و در روز چهارم منهزم شدند .
و اما روميان [ 1 ] و پادشاهان قوط ( گت ) در اندلس و بلكه بيشتر ملتهاى غير عرب براى اين منظور سريرهايى به كار ميبردند ، چنان كه تخت پادشاه را در نبردگاه قرار ميدادند و گروهى از چاكران و درباريان و سپاهيانى كه تا حد جان سپارى در راه او آمادهء خدمتگزارى بودند در پيرامونش حلقه ميزدند و از هر سوى پايههاى تخت بندهايى ( رايات ) بر مىافراشتند و گرداگرد آنان را صفوف ديگرى از نيزه گزاران و پيادگان ، دژ آسا احاطه ميكردند و در نتيجه منظرهء تخت با شكوه و عظمت خاصى جلوهگر ميشد و گروهى هم پشت و ياريگر به يكديگر در كارزار تشكيل مييافت و براى جنگ و گريز بمنزلهء پناهگاهى بشمار ميرفت .
ايرانيان نيز در قادسيه همين شيوه را به كار بردند و رستم بر بالاى تخت نشسته بود تا آنكه صفوف ايرانيان درهم شكست و تازيان به آن تخت وى در آمدند و رستم از تخت بگرديد و بفرات در افتاد و كشته شد .
و اما روش جنگ و گريز تازيان و بيشتر اقوام باديهنشين بيابان گرد چنين است كه براى اين منظور صفوفى از شتران و ديگر جانوران باربرى كه هوده [ 2 ] و كجاوهء آنها را حمل ميكنند تشكيل ميدهند و اين صفوف بمنزلهء گروه پشتيبانى براى آنان بشمار ميرود و آن را « مجبوذة » [ 3 ] مينامند .
و همهء ملتها اين شيوه را در نبردها به كار مىبرند و آن را در عقبنشينى و
هامش
[ 1 - ) ] مقصود يونان و رم است .
[ 2 - ) ] اصل كلمهء « هودج » است كه عرب آن را تعريب كرده .
[ 3 - ) ] در كتب لغت چنين كلمهاى به نظر نرسيد . در حاشيهء چاپ ( پ ) در نسخهءA« محتودة » و در نسخهءDوC« محبودة » و در چاپ بيروت و ترجمة دسلان : « مجبودة » و در « ينى » « مجموده » است ولى كلمههاى مزبور هم معنى مناسب مقام ندارند . دسلان هم متعرض معنى كلمه نشده است . در حاشيهء نسخهء ( ب ) كلمهء مجبوذة به فداييان تفسير شده است .