تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
ميتوانيم در اخبار فتوحات اسلامى و تواريخ دو دولت اموى و عباسى [ در مشرق ] [ 1 ] بخوانيم . و ديديم كه چگونه به علت دورى مسافت تعبيه سپاهيان در روزگار عبد الملك عقب مىماندند و او ناچار شد براى پيش راندن آنان ، فرماندهى معين كند و چنان كه اشاره كرديم و در اخبار مربوط بحجاج معروفست عبد الملك حجاج بن يوسف را بدين منظور برگماشت . و در دولت امويان اندلس نيز اين گونه لشكركشيهاى بزرگ بسيار بوده است ولى ( بقياس ) آنچه در نزد ما هست بر ما نامعلوم است زيرا در عصر ما دولتهايى بر سر كار است كه لشكريان آنها اندك است بحديكه در ميدان كارزار كار به آنجا نميكشد كه يك ديگر را نشناسند بلكه بيشتر سپاهيان دو طايفه يا دو دولت رويهمرفته از يك منزلگاه ( بدويان ) يا يك شهراند و هر يك حريف خود را ميشناسد و او را در عرصهء كارزار بنام و لقبش ميخواند ، و از اين رو اين گونه سپاه‌ها از آن نوع تعبيه‌اى كه ياد كرديم بىنياز هستند .

فصل [ 2 ]

و از جملهء شيوه‌هاى جنگ آورانى كه بجنگ و گريز [ 3 ] دست مييازند ايجاد رزمگاه‌ها و صفوفى در پشت لشكريان از جمادات و جانوران است و آنها را بمنزلهء پناهگاهى براى سواران هنگام جنگ و گريز قرار ميدهند و منظور آنان از اين شيوه اينست كه جنگ آوران پايدارتر باشند و جنگ را بيشتر ادامه دهند و به غلبهء بر دشمن نزديكتر شوند و گاهى هم اين شيوه را در جنگهاى لشكركشى و منظم به كار مىبرند تا پايدارى و فشار و سرسختى لشكريان فزونى يابد چنان كه ايرانيان كه همواره بجنگ لشكركشى و منظم دست مييازيدند در جنگها از فيل استفاده ميكردند و بر پشت آنها برجهايى چوبين و كوشك مانند ترتيب ميدادند و آنها را از جنگ آوران و سلاحهاى گوناگون و بندها ( رايات ) آكنده ميساختند . و صفوفى از آنها در دنبال نبردگاه تشكيل ميدادند كه بمنزلهء دژها و
هامش
[ 1 - ) ] كلمهء « در مشرق » در نسخهء ( پ ) و « ينى » نيست . [ 2 - ) ] در چاپ ( پ ) و ( ب ) و ( ا ) و نسخهء خطى « ينى » از اينجا مطالب زير عنوان « فصل » آمده ولى در ( ك ) اين ترتيب مراعات نشده است . [ 3 - ) ] ترجمهء « كر و فر » است .