تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
كسى نميتواند خيال از ميان بردن آنها را در سر بپروراند . و در تنزيل آمده است : « همانا خدا دوست ميدارد آنان را كه در راهش صف زده كارزار كنند چنان كه گويى ايشان بنايى استواراند » [ 1 ] . يعنى يك ديگر را در پايدارى پشتيبانى و تقويت ميكنند . و در حديث آمده است : « مؤمنان با يك ديگر بمنزلهء بنيانى باشند كه قسمتى از آن قسمت ديگر را پشتيبانى و تقويت مىكند » . و از اينجا حكمت پايدارى و تحريم پشت كردن در جنگ لشكركشى آشكار مىشود ، زيرا چنان كه گفتيم منظور از صف بندى در پيكارها حفظ نظم است و بنابر اين كسى كه از دشمن روى بر تابد بىشك به مصاف خلل مىرساند و به گناه هزيمت اعتراف مىكند ( اگر شكست روى دهد ) و بمنزلهء آن است كه گويى شكست را بسوى مسلمانان جلب كرده و دشمن را بر آنان مستولى ساخته است ، پس كردار او به علت تعميم مفسده و رساندن آن به دين از راه درهم شكستن مرزهاى آن ، گناهى بزرگ و در شمار كباير است . و از دلايلى كه آورديم آشكار مىشود كه جنگ و پيكار لشكركشى در نزد شارع برگزيده‌تر [ 2 ] است ، ليكن در جنگ حمله و گريز آن اندازه سرسختى و تأمينى كه در جنگ لشكركشى مايهء تضمين لشكريان از هزيمت و شكست مىشود وجود ندارد ، جز اينكه در جنگ حمله و گريز گاهى هنگام پيكار در پشت سر جنگ آوران تكيه‌گاه پايدارى تعيين ميكنند كه رزمجويان همه در آن جايگاه هنگام فرار متمركز ميشوند و اين تكيه‌گاه براى آنان جانشين صف بندى و نظم و ترتيب جنگ لشكركشى است چنان كه در آينده آن را ياد خواهيم كرد . سپس بايد دانست دولتهاى روزگار باستان كه داراى جنگ آوران بسيار و كشورهاى پهناور بودند ، سپاهيان و لشكريان خود را بدسته‌هاى گوناگونى تقسيم ميكردند [ كه آنها را كراديس [ 3 ] ميناميدند و هر كردوسى را جداگانه آرايش
هامش
[ 1 - ) ] إِنَّ الله يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ في سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ 61 : 4 . سورهء الصف ، آيهء 4 . [ 2 - ) ] از « ينى » [ 3 - ) ] كردوسة : گروهى عظيم از سپاه ، جمع آن كراديس و كرادس ( اقرب الموارد ) .