ديگران باز ميستانند و هر ملتى كه بدفاع از كالاى خود برخيزد و آنان را از دستبرد ممانعت كند بوى اعلان جنگ ميدهند . آنها هيچ هدف ( بلند ) از قبيل رسيدن بجاه يا بدست آوردن تاج و تخت ندارند بلكه يگانه منظور ايشان از تجاوز غلبه يافتن بر مردم براى بچنگ آوردن ثروتها و كالاهاى آنانست .
قسم سوم ، همانست كه در شريعت اسلام از آن به كلمهء « جهاد » « جنگ مقدس » تعبير ميكنند .
نوع چهارم ، جنگهاى دولتها با گروههايى است كه بر ضد آنها قيام ميكنند و مردم را بنافرمانى نسبت بدولت بر مىانگيزند .
اينهاست چهار گونه از اقسام جنگها كه دو قسم نخستين و دوم را ميتوان جنگهاى ستمكارى و فتنه انگيزى ، و دو گونهء ديگر را جنگهاى عادلانه و جهاد « يا جنگ مقدس » خواند .
و اما ترتيب و كيفيت جنگهايى كه از آغاز آفرينش در ميان افراد بشر روى داده است بيش از دو گونه نيست :
نوعى جنگ منظم و داراى صفوف است كه به صورت لشكركشى انجام مىيابد و قسمى به صورت حمله و گريز .
اما جنگ لشكركشى اختصاص بكليهء اقوام غير عرب دارد كه از روزگارهاى دراز پشت در پشت آن را معمول ميداشتهاند .
و جنگ حمله و گريز نظير پيكارهاى اقوام عرب و بربرهاى مغرب است . ليكن قسم نخستن استوارتر و هولناكتر از نوع دوم مىباشد زيرا در نبرد لشكركشى صفوف منظمى از افراد تشكيل ميدهند و آنها را مانند تيرهاى كمان يا صفوف نماز جماعت برابر و يكسان ميكنند و صفوف لشكريان مرتب بسوى دشمن پيش مىروند و [ اين نوع جنگ در ميدان زد و خورد و كشمكش دلاورانهتر و شديدتر است و شكوه سپاهيان را بيشتر در دل دشمن جايگير مىكند ] ، چه صفوف منظم لشكريان بمنزلهء ديوار ممتد و كاخى با شكوه و استوار است كه [ 1 ]
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » مصاع در چاپهاى مصر و بيروت : مصارع و ( فذلك ) بغلط فلذلك است .