بوى نوشت : « اما بعد ، به من خبر رسيده است كه تو منبرى برگزيدهاى كه بدان بر مسلمانان تسلط مىيابى آيا ترا بس نيست كه بايستى و مسلمانان در زير پاى تو نشسته باشند ؟ اينك ترا سوگند مىدهم كه بايد آن را بشكنى » .
و چون دوران عظمت و شوكت دولت اسلامى فرا رسيد و مانع براى خلفا در امر خطبه و نماز پيش آمد و ديگرى را بجاى خود بامامت برميگزيدند ، از اين رو خطيب به منظور بزرگداشت و بلند آوازه كردن نام خليفه بر بالاى منبر او را ميستود و درود ميگفت و بر او دعا و آفرين ميخواند بدان سبب كه خدا مصلحت جهان را در آن قرار داده است و ازينرو كه اين ساعت اميد اجابت دعا است و از سلف تأكيد شده است كه : هر كس را دعوت صالحى باشد آن را دربارهء سلطان به كار برد . و تنها خليفه بدين امر اختصاص يافته بود .
[ و نخستين كسى كه خليفه را در خطبه دعا كرده ابن عباس است كه وقتى عامل بصره بود در ضمن خطبه على ، رض ، را دعا كرد و گفت : « خدايا على را در راه حق پيروز كن » و از آن پس كار بر اين روال ادامه يافت . ] [ 1 ] و در آن روزگار در خطبه تنها خليفه را دعا ميكردند و نام ديگرى را ياد نميكردند و چون دوران محجوريت و خودكامگى فرا رسيد چيرهشوندگان بر دولتها اغلب با خليفه در اين شيوه شركت ميجستند و خطيبان پس از ستودن خليفه نام آنان را هم ياد ميكردند و ايشان را درود ميگفتند .
ولى اين شيوه با از ميان رفتن اين گونه دولتها منسوخ گشت و چنين مرسوم شد كه خطيبان بر منبر تنها به ياد كردن نام سلطان اكتفا ميكردند و بر هيچكس جز وى دعا و آفرين نميخواندند زيرا آنها را منع ميكردند كه بايد در خطبه جز سلطان هيچكس را شركت ندهند و نام احدى را بر زبان نرانند . و بسيارى از اوقات پايهگذاران دولتها [ 2 ] دربارهء اين رسم غفلت ميكنند و اين هنگامى است كه دولت بر شيوهء سادگى و عادات باديهنشينى و اسلوب بىخبرى و خشونت است .
هامش
[ 1 - ) ] در ( ا ) نيست . از ( پ ) ترجمه شد .
[ 2 - ) ] از « ينى » در بيشتر چاپهاى مصر و بيروت بجاى : ( الماهدون ) بغلط : ( المعاهدون ) آمده است .