سلطان بند ديگريست كه آن را « عصابه » و « شطفه » مىنامند ] و اين بند در نزد ايشان شعار خاص سلطان است . آنگاه بندهاى متعدد گوناگونى بر ميدارند كه آنها را « سناجق » ميخوانند و مفرد آن « سنجق » [ 1 ] و در زبان تركى بمعنى رايت است .
و اما طبلها را در دولت تركان بسيار متداول دارند و در فزونى آنها راه مبالغه را مىپيمايند و آنها را « كوسات » مينامند و بهر امير يا سردار لشكرى اجازه ميدهند آنچه بخواهد اين نوع ساز كارزار را به كار برد ولى نميگذارند آنها عصابة [ 2 ] را كه مخصوص پادشاه است به كار برند .
و اما جلالقه ( گاليسينها ) از ملتهاى فرنگى اندلس در اين عصر اغلب درفشهاى اندكى برميدارند [ كه آنها را به دستههاى بسيار بلندى مىبندند ] در حالى كه در فضا برافراشته است و همراه آنها زدن آلات موسيقى زهدار مانند طنبور و دميدن گيتار مىباشد و آنها را مىنوازند . و شيوهء غنا و موسيقى را بر ميگزينند و آنها را در رزمگاهها به كار مىبرند . اينست آنچه در بارهء ايشان و ديگر پادشاهان غير عربى كه در ماوراى سرزمين آنان بسر مىبرند بما رسيده است .
و از آيتهاى خدا آفريدن آسمانها و زمين و اختلاف زبانها و رنگهاى شما است .
همانا در آن آيتهاست براى دانايان [ 3 ] .
سرير
[ 4 ] ، و اما سرير و منبر و تخت و كرسى عبارت از تخته چوبهاى برپا كرده با اريكه [ 5 ] هاى بر هم نهادهايست كه سلطان بر آن مىنشيند در حالى كه بلندتر از اهل مجلس قرار مىگيرد و در بلندى با آنان برابر نيست . و اين شيوه همواره از سنن و عادات پادشاهان پيش از اسلام و دولتهاى غير عربى بشمار ميرفته است و پادشاهان مزبور بر سريرهاى زرين مىنشستهاند . و سليمان بن داود ، صلوات الله و سلامه عليهما سريرى از عاج داشت كه به زر پوشيده شده بود .
هامش
[ 1 - ) ] سنجق بلغت رومى بمعنى علم و نشان فوج . . . است ( غياث ) .
[ 2 - ) ] در نسخهء ( ك ) چترو در ( پ ) عصابة است .
[ 3 - ) ] وَ من آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ 30 : 22 .
سورهء الروم ، آيهء 21 .
[ 4 - ) ] سرير را در تازى غالبا بر تخت پادشاه اطلاق ميكنند .
[ 5 - ) ] اريكه تختى است كه اطراف آن را با پردهها و وسايل ديگر در قيه يا اطاقى آرايش ميدهند ( اقرب الموارد ) .