و بوسيلهء آنها مبادلهء اجناس ميكردند تا آنكه بسبب غفلت دولت از اين امر دينارها و درهمهاى ناسره رايج گشت و ميزان غل و غش آنها بمرحلهء فاحشى رسيد و بنابر روايت سعيد بن مسيب و ابو الزناد عبد الملك بن حجاج فرمان داد درهمهايى سكه زنند و مسكوكهاى سره را از ناسره باز شناسند و از يك ديگر جدا كنند و اين واقعه بسال 74 هجرى روى داده است و مداينى گفته است كه واقعه مزبور بسال 75 هجرى بوده است . آنگاه عبد الملك در سال 76 فرمان داد كه در ديگر نواحى نيز سكه بزنند و بر روى سكهها كلمههاى « الله احد الله الصمد » بنويسند .
آنگاه ابن هبيره در روزگار يزيد بن عبد الملك بفرمانروايى عراق منصوب شد و در سره كردن سكهها كوشيد . سپس خالد قسرى در نيكويى آنها جهدى بليغ مبذول داشت و پس از وى يوسف بن عمر درين راه كوشش كرد و گويند نخستين كسى كه در عراق دينار و درهم سكه زده مصعب بن زبير بوده است كه در سال 70 هجرى هنگامى كه برادرش عبد الله فرمانرواى حجاز بود بفرمان وى بدين كار دست يازيد و دستور داد بر يك روى سكهها كلمهء « بركة » [ 1 ] و بر روى ديگر نام « الله » را بنويسند . آنگاه پس از يك سال حجاج سكههاى مزبور را تغيير داد [ و بر آن نوشت : « بسم الله الحجاج » [ 2 ] و دستور داد اندازه و وزن آن را به همان ميزانى گرفتند كه در روزگار عمر بر آن قرار گرفته بود .
بايد دانست كه در آغاز اسلام وزن هر درهم شش دانق ( دانگ ) و وزن هر مثقال يك درهم و سه هفتم آن بوده است و بنابر اين وزن هر ده درهم برابر هفت مثقال بوده است .
و علت آن چنانست كه درهمها در روزگار فرمانروايى ايرانيان اوزان مختلفى داشته است ، چنان كه برخى از آنها به وزن مثقال بيست قيراط و برخى دوازده و بعضى ده قيراط بوده است و چون از نظر اداى زكات ناچار شدند اندازهء آنها را معين كنند حد وسط را از سه گرفتند كه چهارده قيراط
هامش
[ 1 - ) ] در ( ب ) بغلط « بركة الله » است .
[ 2 - ) ] از « ينى » در چاپهاى بيروت : و بر آن اسم حجاج را نوشت .