تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
ولى بايد دانست كه دولتها سرير را به كار نميبرند مگر هنگامى كه بمرحلهء عظمت و توانگرى و تجمل خواهى برسند مانند كليهء شئون ابهت و جلال پادشاهى كه در اين مرحله پديد ميآيد ، چنان كه در فصول پيش ياد كرديم . و در آغاز دولت و مرحلهء باديه‌نشينى بدان توجه نميكنند و نخستين كسى كه سرير را در اسلام به كار برده معاويه است كه از مردم درين باره كسب اجازه كرد و گفت من فربه شده‌ام ، و آنگاه بوى اجازه دادند كه بر سرير بنشيند و سپس ديگر پادشاهان اسلامى از او پيروى كردند و بر تخت نشستند و شيوهء مزبور در اسلام از مراسم ابهت و جلال بشمار ميرفت . و عمرو بن عاص در كاخ خود در مصر با تازيان بر روى زمين مىنشست و مقوقس [ 1 ] بكاخ وى ميآمد و همراه او سرير زرينى بر روى دستها حمل ميكردند كه همچون پادشاهان بر آن بنشيند و مقوقس در حالى كه عمرو بن عاص در پيش وى نشسته بود بر آن جلوس ميكرد و تازيان بر او رشك نميبردند تا وفادارى خود را در برابر بستن پيمان و معاهده وى با ايشان نشان دهند و هم ابهت و شكوه پادشاهى را بدور افكنند . سپس بعد از آن دوران بنى عباس و عبيديان و همه پادشاهان اسلام ، خواه در شرق و خواه در غرب داراى سريرها و منابر و تختهاى گوناگونى بودند بحديكه رسوم كسرايان و قيصران را از يادها بردند ، و خدا گردانندهء شب و روز است .

سكه ،

و آن مهر زدن بر دينارها و درهمهايست كه در ميان مردم رايج است و با آنها معامله ميكنند . و مهرى كه به كار مىبرند عبارت از تكهء آهنى است كه بر آن صورتها يا كلماتى معكوس مينگارند و آن را بر روى دينار يا درهم ميزنند و در اين هنگام صورتها يا كلمات منقوش بر آن بطور طبيعى و مستقيم پديد ميآيد . اما نخست عيار مسكوكات را از هر نوع فلزى كه باشد در نظر ميگيرند و براى تصفيهء آنها از مواد ديگر چندين بار آنها را در ريخته‌گرى
هامش
[ 1 - ) ] مقوقس لقب كسى بود كه بر مصر و اسكندريه فرمانروايى كند ( اقرب الموارد ) .