تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
ميگذارند . و پس از سنجش و اندازه‌گيرى جسم‌هاى درهم‌ها و دينارها به وزن معين [ صحيحى ] [ 1 ] كه مقرر و متداولست آنها را در داد و ستد از لحاظ عدد به كار مىبرند و اگر ميزان جسميت مسكوك‌هاى مزبور سنجيده نشود آنها را از نظر وزن در معاملات به كار مىبرند . و كلمهء سكه نخست نام مهر آهنينى بود كه براى اين منظور به كار ميرفت ليكن پس از چندى آن را بر اثرى كه از مهر بر روى مسكوك‌ها پديد ميآيد اطلاق كردند كه همان نقش و نگارهاى منعكس شده بر روى درهم‌ها و دينارهاست . آنگاه ازين معنى هم آن را بمفهوم ديگرى نقل كردند كه عبارت از انجام دادن عمل مزبور و نظارت در تكميل شرايط و تهيه كردن نيازمنديها و لوازم آنست و در حقيقت آن را بر وظيفه و پايگاهى كه عهده‌دار اين عمل است اطلاق كردند و رفته رفته كلمهء سكه در عرف و اصطلاح دولتها بدين مفهوم اختصاص يافت ، كه يكى از پايگاههاى ضرورى براى كشور و پادشاهى است ، زيرا بوسيلهء اين دستگاه مسكوكهاى سره و ناسره‌اى كه در ميان مردم براى داد و ستد رايج است از يك ديگر باز شناخته مىشود و براى نگهدارى آنها از غل و غش مهر سلطان را كه بر آن نقش و نگارهاى معلوم و معينى نگاشته شده است بر روى درهم و دينار ميزنند . و پادشاهان غير عرب بر روى مهر مزبور پيكره‌هاى خاصى كه بمسكوكها اختصاص داشت مانند پيكرهء پادشاه هر عصر يا تصوير دژ يا جانور يا مصنوع يا جز اينها نقش ميكردند و اين شيوه در نزد ملتهاى غير عرب تا پايان دوران فرمانروايى آنان همچنان متداول بود . ولى هنگامى كه اسلام ظهور كرد از اين روش به علت سادگى دين و باديه‌نشينى عرب غفلت كردند و [ داد و ستد آنان با سيم و زر بطور وزن بود و دينارها و درهمهاى ايرانى در دسترس آنان قرار داشت كه آنها را در معاملات به وزن به كار ميبردند ] [ 2 ] .
هامش
[ 1 - ) ] در « ينى » نيست . [ 2 - ) ] ( از ينى ) تصحيح شد .