تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
بفزونى هنر از همگنان و ياران و همنشينان خويش برتر نشمارند و در ورطهء خودبينى و مباهات فرو نروند . و ستايش يزدان بر همه لازم است بدانسان كه در برابر عظمت او فروتنى پيش گيرند و در پيشگاه بزرگى و چيرگى وى سر خضوع فرود آورند و از نعمت او سخن گويند . و من در اين نامهء خويش گفتارى را كه از روزگارهاى ديرين بدان مثل ميزنند باز ميگويم : نصيحتگر بايد بگفتهء خود عمل كند . و اين مثل پس از ياد كردن نام خداى ، عز و جل ، بمنزلهء يكتا گوهر و برگزيدهء سخن در اين نامه است و به همين سبب آن را در پايان آوردم و نامه را بدان تكميل كردم . و خدا ما و شما را اى گروه طالبان دانش و نويسندگان دوست و مقرب خويش گرداند [ 1 ] بدانچه بوى دوستى و نزديكى جست هر آنكه بنيروى يارى دادن و رهنمايى فرمودن وى در دانش بر ما سبقت گرفت . زيرا اين امر ( راجع ) به او و در يد ( قدرت ) اوست . هر كاميابى به يارى او و در قدرت اوست . و درود و بخشايش و نيكى خدا بر شما باد .

شرطه

[ 2 ] ، در اين روزگار خدايگان آن را در افريقيه « حاكم » و در دولت اندلس « صاحب المدينة » و در دولت ترك « والى » مينامند . و متصدى اين وظيفه در دستگاه دولت زير دست خدايگان شمشير ( وزير جنگ ) است و فرمان وى در برخى از موارد در خدايگان شرطه نافذ است و نخست اين منصب را در دولت عباسيان ايجاد كردند و كسانى كه عهده‌دار آن بودند بايد مقررات مربوط به جنايات را نخست در مرحلهء برائت خواستن [ 3 ] رسيدگى كنند و آنگاه پس از تكميل مرحلهء رسيدگى كيفرهاى شرعى ( حدود ) را دربارهء بزه كاران اجرا كنند . چه دخالت شرع در اتهامات جنائى بدين منظور است كه حد زدن مجرمان انجام يابد و تنها در اين باره نظارت مىكند ، ليكن دستگاه سياست دولت در كشف و تكميل موجبات جرم هم
هامش
[ 1 - ) ] مولانا بجاى : تولانا در ( ا ) غلط است . [ 2 - ) ] ( بضم ش - فتح ط ) : چاوش شحنه و سرهنگ آن ( منتهى الارب ) . و صاحب اقرب الموارد آرد : گروهى از ياران برگزيدهء حكام و فرمانروايان كه در روزگار ما وظيفهء آنان بر كار رؤساى قواى انتظامى تطبيق مىشود . و ميتوان گفت « شرطه » در آن روزگار بمنزلهء شهربانى و نيروى پليس امروز بوده است . [ 3 - ) ] از « ينى » است كه به صورت : استبراء آمده در چاپهاى مختلف : « استبداء » و « استبداد » است .