تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
بويژه نويسندگان و خداوندان ادب و فرهنگ را رسوا ميسازند . امور اين جهان را همانندها و نظايريست و شما در كارهايى كه تازه آغاز ميكنيد ميتوانيد از تجارب پيشين خود در نظاير آنها راهنمايى بجوييد ، آنگاه هنگام تدبير امور آشكارترين و مبرهن‌ترين شيوه‌هاى انديشه و راست‌ترين و نيك - فرجامترين راههاى چاره‌جويى را بپيماييد . و بدانيد كه آفت تباه كنندهء تدبير امور آنست كه نويسنده در حضور خدايگان خويش آنچنان در وصف امرى زياده‌روى كند كه ويرا از اجراى دانش و انديشه‌اش باز دارد . از اين رو هر نويسنده‌اى در انجمن خدايگان خويش بايد باندازهء كافى در گفتار خويش ميانه روى پيش گيرد و هنگام آغاز كردن گفتار و پاسخ دادن بايجاز پردازد و با همهء اين دلايل جامع آن را باز گويد چه مصلحت حال و باز داشتن او از فزون گويى در اين شيوه است . و از بيم آنكه مبادا غلطى بوى دست دهد كه بتن و خرد و فرهنگ وى زيان برساند بايد دست تضرع بسوى خداى بردارد كه در كاميابى و استوارى امور او را يارى بخشد . چه اگر نويسنده‌اى از شما گمان كند يا بگويد آنچه از هنر زيبا و نيروى جنبش او پديد ميآيد فقط در پرتو چاره‌جويى و حسن تدبير خود اوست ، با اين گمان يا گفتار خود در پى آن شده است كه خداى عز و جل وى را به خود وا مىگذارد تا از آن مقام به پايه‌اى نابسنده باز مىگردد و اين امر بر كسى كه در آن بينديشد نهان نيست [ 1 ] . و هر گاه دو تن نويسنده در يك درگاه خدمت كنند نبايد هيچ كدام بگويد كه او در هنر و خدمتگزارى از همكار ديگرش بصيرتر و تواناتر و در تحمل بارهاى سنگين تدبير امور شكيباتر است ، زيرا فرزانگان آن كس را خردمند ميدانند كه خودبينى و غرور را بدور افكند و معتقد باشد يارانش از وى خردمندتر و نيكروش‌ترند و بر همهء نويسندگان يك بارگاه واجب است كه نعمت‌هاى بيكران ايزد ، جل ثناؤه ، را بىخود ستايى و فريفته شدن براى خويش بشناسند و خود را
هامش
[ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت بجاى : ( بظنه ) بحسن ظنه و بجاى : ( يكله ) ( يكسله ) درست نيست .
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 478 | ابن خلدون / محمد پروين گنابادى