تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
تفويض ميشد چنان كه حتى خدايگان آن از كسانى بود كه نامزد وزارت يا حاجبى ميشدند . و اما در دولت موحدان مغرب خدايگان شرطه داراى اهميت و شكوه فراوانى بود هر چند بر همهء طبقات تسلط و نفوذ نداشت و اين منصب را جز برجال و بزرگان خاندان موحدان نمىسپردند ولى وى بر كسانى كه در دستگاه دولت و درگاه سلطان خدمت ميكردند فرمانروايى نداشت ، ليكن هم اكنون بمنصب مزبور فساد راه يافته و از دست رجال موحدان بيرون رفته است و ادارهء آن بر عهدهء برگزيدگان نمك‌پروردهء درگاه سلطان است . و اما در دولت بنى مرين مغرب هم اكنون منصب شرطه بر عهدهء كسانى است كه از خاندان‌هاى موالى و برگزيدگان نمك‌پروردهء ايشان ميباشند . و در دولت ترك مشرق خدايگان شرطه از ميان رجال ترك يا بازماندگان دولت پيش از تركان ( كردها ) [ در هر دو ناحيه مشرق و مغرب ] [ 1 ] برگزيده مىشود و كسانى را بر ميگزينند كه از لحاظ شدت عمل و توانايى بر اجراى فرمانها شايستگى داشته باشند تا بتوانند از راه به كار بردن كيفرهاى شرعى و سياسى با قدرت كامل مادهء فساد را ريشه كن سازند و انواع فسق و فجور [ 2 ] را بر اندازند و لانه‌هاى آن را واژگون كنند و بر مقتضيات مصالح عمومى در شهر ، مجامع فسق و بدكارى را پراكنده سازند . و خدا گردانندهء شب و روز است [ و غالب و جبار است [ 3 ] و او ( تعالى ) داناتر است ] .

فرماندهى نيروى دريايى [ 4 ] ،

و آن در مغرب و افريقيه از درجات و پايگاههاى دولتى است و در بسيارى
هامش
[ 1 - ) ] از « ينى » در چاپهاى مصر و بيروت بجاى : « فى القطرين » « فى النظر » آمده است . [ 2 - ) ] « الذعارة » در نسخ ( ب ) و ( ا ) و ( ك ) و اگر محرف « الزعارة » بمعنى : بدخويى نباشد صحيح الدعارة است كه بمعنى فسق و فجور است . [ 3 - ) ] اشاره بآيهء 20 . سورهء المزمل : وَ الله يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ 73 : 20 . و آيهء 23 سورهء الحشر : الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبّارُ 59 : 23 . قسمت داخل كروشه در ( پ ) و « ينى » نيست . [ 4 - ) ] ترجمهء اساطيل كه بمعنى جهازات جنگى و مجموعه‌اى از كشتيهاى جنگى است .