تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
از كيفيات زير نظر و فرمان خدايگان شمشير ( وزير جنگ ) است و خدايگان آن را در تداول آنان « الملند » [ 1 ] بتفخيم لام مينامند و اين كلمه از زبان فرنگان به عربى نقل شده است و در اصطلاح لغت ايشان نام خدايگان ناوگان مىباشد و درجهء مزبور به كشور افريقيه و مغرب اختصاص يافته است زيرا آن دو كشور از جهت جنوب در كنار درياى روم ( مديترانه ) سكونت دارند و بر ساحل جنوبى آن دريا كليهء ممالك بربر از سبته تا اسكندريه بسوى شام ، و بر ساحل شمالى آن ممالك اندلس و فرنگ و اسلاوها و روم نيز تا بلاد شام واقع است و آن را درياى رومى و درياى شامى ، منسوب به اهالى كنار آن ، مينامند و ساكنان هر دو ساحل و كناره‌هاى آن بيش از همهء ملتهاى دريانورد در امر كشتيرانى ممارست ميكنند و در اين باره زحمات فراوانى متحمل ميشوند ، چنان كه روميان و فرنگان و قوطها ( گت‌ها ) در ساحل شمالى اين دريا بودند و بيشتر جنگها و بازرگانىهاى ايشان بوسيلهء كشتيها انجام مىيافت و از اين رو در كشتيرانى و جنگهاى دريايى و راندن ناوهاى جنگى در آن دريا مهارت داشتند و چون برخى از سلاطين ممالك مزبور بسوى سواحل جنوب نزديك شدند و هجوم بردند ، مانند روميان بافريقيه و قوط ( گت ) ها به مغرب ، بوسيلهء ناوهاى جنگى مسافت ميان آن ساحل را پيمودند و بر ممالك مزبور تسلط يافتند و بربرهاى متوطن در آن كشورها را زير فرمان خويش آوردند و فرمانروايى آن ممالك را از ايشان بازستدند و بربرها در آن سواحل شهرهاى پر جمعيتى داشتند مانند قرطاجنه ( كارتاژ ) [ 2 ] و سبيطله [ 3 ] و جلولا [ 4 ] و مرناق [ 5 ] و شرشال [ 6 ] و طنجه [ 7 ] . و پادشاه كارتاژ پيش از آنان با پادشاه روم ميجنگيد و ناوگانى جنگى پر از تجهيزات و سپاهيان براى جنگ بسوى آنان گسيل ميكرد . و اين عادت مردمانى است كه در دو ساحل اين دريا سكونت دارند و در روزگار گذشته با يك ديگر بجنگ ميپرداختند و هم در اين عصر با هم نبرد ميكنند . و چون مسلمانان كشور مصر را متصرف شدند عمر بن خطاب به عمرو بن
هامش
[ 1 - ) ] در نسخهء ( ك ) بغلط « البلمند » است و كلمهء مزبور از لغت اسپانيولىAlmiranteمأخوذ است ( دسلان ) . [ 2 - ) ]Carthage[ 3 - ) ] (Sbaitla ) Suffetula[ 4 - ) ]ppidumVsalitanum[ 5 - ) ]Mornakiyaناحيهء مرناكيه در جنوب غربى تونس واقع است . [ 6 - ) ]) Ceexarea ( Cherchel[ 7 - ) ]Tanger( از دسلان ) .